{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطرت آید به آن شب

خاطرت آید به آن شب
ازجنگلها گذشتیم
بر تن سرد درختان
یادگاریها نوشتیم
با من اندوه جدایی
نمیدانی چه هاا کرد
نفرین به دست سرنوشت
تورا از من جدا کرد
تو را از من جدا کرد
دیدگاه ها (۲)

روز رفتنت مثل یک تنه درخت خشیکیده بر زمین جا خوش کردم و خاطر...

هر روز تکرار خاطره هایی هست که با تو نداشته ام خاطراتی که خش...

یادش بخیر نان خلفه هایی که اخر هفته ها مارو کنار مامان تو رو...

نفرین به آن‌ که زخمیِ اندوه و آهم کردعادت به شب‌های بدون تو ...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

#وقت_دلتنگیمبنام آفریننده ی قلب های عاشق 🤍در آن شب سرد...من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط