{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطرت آید به آن شب

خاطرت آید به آن شب
ازجنگلها گذشتیم
بر تن سرد درختان
یادگاریها نوشتیم
با من اندوه جدایی
نمیدانی چه هاا کرد
نفرین به دست سرنوشت
تورا از من جدا کرد
تو را از من جدا کرد
دیدگاه ها (۲)

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۲ در انتهای تونل، م...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

𝖕𝖆𝖗𝖙3ساعت ده شب بود.عمارت ساکت بود. آقای کانگ رفته بود. مهما...

پارت ۲

تهکوک؛ اسیر سایه‌هاپارت یکشب، دانشگاه تقریباً خالی شده بود.ج...

پارت بیست و یکم

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت هشتم: نفرینِ دودات با صدای خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط