بابا کبود ی تسبیح داشت ،
بابا کبود ی تسبیح داشت ،
قیمتی نبود ولی هیچوقت ازخودش جداش نمیکرد.
هرچه را ازش میخواستی دریغ نمیکرد الا این تسبیح ی روز ازش پرسیدم بابا کبود جنس این تسبیح از چیه اینقدربهش حساسی ،
نکنه زیرخاکی باشه؟..
گفت این تسبیح یاد گار آسید محمود خدا بیامرزه..
پرسیدم من میشناسمش؟..
گفت سالها پیش که جوان بودم، شهرری زندگی میکردیم واین آسید محمود وخانومش نرگس خانوم همسایه ما بودن این تسبیح هم یادگار اون خدا بیامرزه..
ودرادامه گفت؛قبل از تولد من آسید محمود با همسرش به محل قدیمی ما شهرری اومده بودن هیچکس هم نمیدونست که از کجا اومدن ..
آسید محمود ونرگس خانوم توی شهر غریب وبی کس بودن،اونا سالها قبل عاشق هم میشن ولی با مخالفت پدر ومادر ودر نهایت اهل فامیل روبرو میشن چون هیچ جورقادر نبودن رضایت بزرگان فامیل را جلب کنند شبانه وبی خبر از آ بادیشون(که تا روزمرگشون به کسی نگفتن که کجابوده واینا از کجا اومدن ) میزنند بیرون.
وسال های سال در یکی از محله های قدیمی شهر ری زندگی کردندنمیدونم مشکل از آسید محمود بود ویا خانومش که بچه دار هم نشدن.
درسته که صدای بچه از خونشون شنیده نمیشد ولی هر وقت آسید محمود میومد خونه با عشق وعلاقه زیادی نرگسیش را صدامیزد وهمیشه این شعر را براش میخوند،
نرگس مست تـو و بخت من خرابه
بخت من از تو و چشم تو از شرابه
هروقت میپرسیدم، آقا سید دلتون برای آبادیتون تنگ نشده ،
میگفت ان شا ءالله باز نشست که شدم با نرگسی بر میگردیم آبادی، هرچه بادا باد..
یکسال مونده بود که آسید محمود بازنشست بشه که......
(((ادامه در پست بعدی)))
قیمتی نبود ولی هیچوقت ازخودش جداش نمیکرد.
هرچه را ازش میخواستی دریغ نمیکرد الا این تسبیح ی روز ازش پرسیدم بابا کبود جنس این تسبیح از چیه اینقدربهش حساسی ،
نکنه زیرخاکی باشه؟..
گفت این تسبیح یاد گار آسید محمود خدا بیامرزه..
پرسیدم من میشناسمش؟..
گفت سالها پیش که جوان بودم، شهرری زندگی میکردیم واین آسید محمود وخانومش نرگس خانوم همسایه ما بودن این تسبیح هم یادگار اون خدا بیامرزه..
ودرادامه گفت؛قبل از تولد من آسید محمود با همسرش به محل قدیمی ما شهرری اومده بودن هیچکس هم نمیدونست که از کجا اومدن ..
آسید محمود ونرگس خانوم توی شهر غریب وبی کس بودن،اونا سالها قبل عاشق هم میشن ولی با مخالفت پدر ومادر ودر نهایت اهل فامیل روبرو میشن چون هیچ جورقادر نبودن رضایت بزرگان فامیل را جلب کنند شبانه وبی خبر از آ بادیشون(که تا روزمرگشون به کسی نگفتن که کجابوده واینا از کجا اومدن ) میزنند بیرون.
وسال های سال در یکی از محله های قدیمی شهر ری زندگی کردندنمیدونم مشکل از آسید محمود بود ویا خانومش که بچه دار هم نشدن.
درسته که صدای بچه از خونشون شنیده نمیشد ولی هر وقت آسید محمود میومد خونه با عشق وعلاقه زیادی نرگسیش را صدامیزد وهمیشه این شعر را براش میخوند،
نرگس مست تـو و بخت من خرابه
بخت من از تو و چشم تو از شرابه
هروقت میپرسیدم، آقا سید دلتون برای آبادیتون تنگ نشده ،
میگفت ان شا ءالله باز نشست که شدم با نرگسی بر میگردیم آبادی، هرچه بادا باد..
یکسال مونده بود که آسید محمود بازنشست بشه که......
(((ادامه در پست بعدی)))
- ۱.۹k
- ۱۸ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط