{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا و با من تنها، دوباره خلوت کن

بیا و با من تنها، دوباره خلوت کن
مرا به هرچه نباید دوباره دعوت کن
من و تو غربتمان از فراق یکدگر است
بیا به جای جدایی به صبر عادت کن
کسی به حال من و تو دلش نمی‌سوزد
به طعنه‌های رقیبانِ خویش، دقت کن
من از تو دل نبریدم، اگر به من باشد
ببین چگونه شکستم، خودت قضاوت کن
همیشه دست مرا با سکوت می‌خوانی
بگیر دست مرا با سکوت صحبت کن
دیدگاه ها (۶)

ناگهان آیینه حیران شد ، گمان کردم تویی !ماه پشت ابر پنهان شد...

می شود یارا مرا یک شب مهمانم کنی ؟من گنه کارم مرا در سینه ز...

نگاه، نقطه آغاز عاشقیست بیاکه شاید از سر این نقطه عزم راه کن...

تو در جوار منی بر غبار تکیه نکن اگر چه می شکنی بر غبار تکیه ...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

³my monthپارت⁸¹¹:⁰⁶یونگی جیمین رو برآید بقل کرد و بردش تو حم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط