{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر از سیاوش کسرایی

شعر از سیاوش کسرایی

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست
دلم دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست
کنار چشمه ای بودیم در خواب
تو با جامی ربودی ماه از آب
چو نوشیدیم از آن جام گوارا
تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب
تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب
تن بیشه پر از مهتاب امشب
پلنگ کوه ها درخواب امشب
به هر شاخی دلی سامون گرفته
دل من در تنم بی تابه امشب



دوستان عزیزم.شب بر همه خوش
دیدگاه ها (۲)

ساعت صفرعاشقی 00:00لحظه ای با خــــــــــدا ای انــــــــــس...

سلام دوستان مهربان و دوست داشتنیصبح سه شنبه ٬ پنجم آبان ماهت...

زندگی را سخت نگیر. یک بازی بزرگ تلقی کن. زندگی یک بازی بزرگ...

ﺧﻮﺭﺵ ﮐﺪﻭﺣﻠﻮﺍﯾﯽ مواد لازمگوشت گوسفندی ﯾﺎ ﮔﻮﺷﺖ مرغ ۵۰۰ گرمکد...

«برای رزالین» تاریکی اتاق انگار نور امیدش را ربوده بود. خسته...

Dₐᵣₖ ₗᵢfₑ𝐏𝐚𝐫𝐭 ⑤_ خب راستش من..من دوست دارم ا/ت+ ......_ عامم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط