{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز کویت رفتم و الماس طاقت بر شکستم //

ز کویت رفتم و الماس طاقت بر شکستم //
برو با یار خود بنشین که من بارِ سفر بستم
که بعد رفتنم جانا هزار افسوس خواهی خورد///
فلانی یار خوبی بود و من ،قدرش ندانستم....
دیدگاه ها (۲)

مهمه کپشن اس مگه نه😂🎀عروسک من😈🔞پارت چهاردهم اروم لبامو م.ک م...

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

I can be myself with himPart¹⁰⁴اما یه صدای انفجار،از داخل حی...

پارت 36𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋 ویو آت 🦋𓂃 ࣪˖ ִֶָبعد از چند دقیقه، هیون‌وو ب...

part : 49chapter : 2روی صندلی نشستم+ هی کورال^^ عه چند بار ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط