{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوسه دردناک )

بوسه دردناک )
پارت ۳۲
اسلاید ۲ لباس الکس اسلاید ۳ تهیونگ اسلاید ۴ لباس ته مین


وارد سالن شد سپس روی مبل نشست همچنان نگاهی به دخترش انداخت واقعا دختر کیوتی و دوستشانی بود سپس گفت
الکس.: وایی خیلی خوشگل شدی
ته مین از آغوش مادرش روی زمین ایستاد سپس دست به سینه ایستاد
ته مین : اوما بلیم ( بریم )
الکس لبخندی زد و دخترش را سمته خودش نزدیک کرد سپس لپش را سفت بوسید .. الکس : ببین نه مادربزرگ اومده نه دایی باید برای اونا منتظر بمونیم
ته مین لجباز سمته مبل رفت سپس روش نشست دست به سینه اخم هایش تو هم رفت و با لحن غرغری گفت ... ته مین : مگه اونا بلای صبحانه منتظل ما هستند ( برای ... منتظر )
الکس به هیچ وجه متوجه حرف ته مین نشد سپس گفت
الکس : چی گفتی دخترم ؟
ته مین باز هم هیچ حرفی نگفت صدا بیشتر باید گفت فریاد آنلی به گوش الکس خورد با ترس و استرس از روی مبل بلند شد و تنها با گفتن ٫ ته مین همین جا بشین ٫ سمته در حرکت نمود با دیدن جی هوانگ و آن صورت زخمی یا حتی خونی شوکه به هر دو نگاه کرد
الکس : چی شده مادر ؟
آنلی با گریه و صدا لرزاند گفت
آنلی : جی هوانگ چی‌ شده
جی هوانگ با کمک های آنلی سمته مبل جلو شومینه حرکت نمود سپس با گذاشت سر روی پشت مبل نفسی از سر آسوده کی کشید ...
آنلی : چی شده
جی هوانگ با عصبانیت اول به الکس چشم دوخت سپس با لحن محکم نجوا کرد .... جی هوانگ: با جیبر ها گیر افتادم
آنلی : خوب بهش می‌دادی هرچی که می‌خواستند ببین با صورت خوشگل چیکار کردن
الکس خنده ای سر داد و از جیبر ها به شدت باید تشکر میکرد چون جی هوانگ را به حقش رساندن الکس لبخندی زد اصلا حال جی هوانگ برایش مهم نبود باید زود به خونه تهیونگ می‌رفتند سپس گفت ... الکس ؛ مادر پاشو بریم جی هوانگ که نمرده
الکس قدمی سمته دخترش برداشت و صدا آنلی باعث نگاهش اش شد
آنلی : این چه وضعیت حرف زدن با پدرته
جی هوانگ: منو اینجوری خار و زلیل می‌کنند
آنلی با عصبانیت بلند شد و سمته الکس هجوم برد سپس غرید
آنلی : با پدرت درست حرف بزن وگرنه بد میشه
دیدگاه ها (۰)

ادامه پارت قبل الکس خنده زوری تحویل مادرش داد سپس خم شد با ی...

بوسه دردناک )پارت ۳۱ به آرامی وارد راه رو شد سپس صدا زیبا دخ...

( بوسه دردناک )پارت ۳۰ ولی تنها یک زور محکم نیاز بود با بعد ...

اسم فیک: عشق اجباری منپارت: بیستممین جی:چند دقیقه بود که به ...

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: هفدهم مین جی: چی؟ برادر؟ چرا خو...

دوپارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط