{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام تنم میلرزد...

تمام تنم میلرزد...



از زخمهایی که خورده ام..!!



من از دست رفته ام...شکسـ ــ ـ ـته ام



می فهمی؟؟



به انتهای بودنم رسیده ام



اما...!



اشــــــک نمیریزم



پنهان شده ام پشت



لبخـــندی که درد میــــکند.....!!!!
دیدگاه ها (۲)

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌وهفتم 𓆪 🖤🥀اسما به انتهای راهرو خیره شد.ـ ...

پارت پنجاه‌ودوم | «بهش دست نزن»جئون جونگ‌کوکمردی که لارا رو ...

پارت ۳۹ تهیونگ چند قدم پشت سر لینا رفت.ـ لینا، وایسا.لینا بر...

P : 19

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۷جونگکوک دستش را از روی دستگیره ...

╭─────────────── 🌊 ───────────────╮✦ پارت ۵۲ ویو آت ✦╰─────...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط