ظلم جهانی
ظلم جهانی
ظلمی که سبب شده همه ی ما مردم جهان از دوست و دشمن ضربه بخوریم... از دشمنان خودی مثل مخلص های خدمت گذارولی اختلاص گر در داخل کشورها گرفته تا قدرت های بزرگ و فاسد مثل آمریکا و اسراییل و هم پیمان هاشون
واقعأ این ترانه ی آقای رضا صادقی که خانم زنگنه سرودن، افسوس که فوق العاده به واقعیت نزدیکه...
از این همه نامردمیها، قلبم داره میمیره کم کم
من از تو میپرسم خدایا، اینجا زمینه یا جهنم؟
وقتی برای گریه کردن، باید از این دنیا جدا شد
وقتی واسه آزاد بودن، باید اسیرِ آدما شد
میگن وقتی میخوای از این همه بدبختی راحت شی
یا باید بگذری از جون، یا همرنگ جماعت شی
باید اونی شی که میگن، باید اونی شی که میخوان
چه رنجی داره تن دادن، به این قانونِ بیوجدان
چقد بد میشه وقتی که زمین برعکس میچرخه
یا هر آغاز شیرینی همیشه آخرش تلخه
زمین درگیر ابرازه، یه جور آفتاب و مهتابه
زمان سرگیجه میگیره، خدا تو آسمون خوابه
تو دنیایی که هر روزش مثِ دیروز میمونه
مصیبت میشه وقتی که زمین میچرخه وارونه
ولیای کاش وقتی که زمین میچرخه وارونه
منو بفرسته چند سالی عقبتر، بر نگردونه
شاید تو این ظلمت خدایا، تو ساحلو از یاد بردی
گم شد تو دریا کشتی عشق، سُکانو دست کی سپردی؟
اینجا سر هر چهار و پنجش، این خلق درگیرِ نبردن
حق با ملائک بود وقتی، با ناامیدی سجده کردن
میگن وقتی میخوای از این همه بدبختی راحت شی
یا باید بگذری از جون، یا همرنگ جماعت شی
باید اونی شی که میگن، باید اونی شی که میخوان
چه رنجی داره تن دادن، به این قانونِ بیوجدان
ظلمی که سبب شده همه ی ما مردم جهان از دوست و دشمن ضربه بخوریم... از دشمنان خودی مثل مخلص های خدمت گذارولی اختلاص گر در داخل کشورها گرفته تا قدرت های بزرگ و فاسد مثل آمریکا و اسراییل و هم پیمان هاشون
واقعأ این ترانه ی آقای رضا صادقی که خانم زنگنه سرودن، افسوس که فوق العاده به واقعیت نزدیکه...
از این همه نامردمیها، قلبم داره میمیره کم کم
من از تو میپرسم خدایا، اینجا زمینه یا جهنم؟
وقتی برای گریه کردن، باید از این دنیا جدا شد
وقتی واسه آزاد بودن، باید اسیرِ آدما شد
میگن وقتی میخوای از این همه بدبختی راحت شی
یا باید بگذری از جون، یا همرنگ جماعت شی
باید اونی شی که میگن، باید اونی شی که میخوان
چه رنجی داره تن دادن، به این قانونِ بیوجدان
چقد بد میشه وقتی که زمین برعکس میچرخه
یا هر آغاز شیرینی همیشه آخرش تلخه
زمین درگیر ابرازه، یه جور آفتاب و مهتابه
زمان سرگیجه میگیره، خدا تو آسمون خوابه
تو دنیایی که هر روزش مثِ دیروز میمونه
مصیبت میشه وقتی که زمین میچرخه وارونه
ولیای کاش وقتی که زمین میچرخه وارونه
منو بفرسته چند سالی عقبتر، بر نگردونه
شاید تو این ظلمت خدایا، تو ساحلو از یاد بردی
گم شد تو دریا کشتی عشق، سُکانو دست کی سپردی؟
اینجا سر هر چهار و پنجش، این خلق درگیرِ نبردن
حق با ملائک بود وقتی، با ناامیدی سجده کردن
میگن وقتی میخوای از این همه بدبختی راحت شی
یا باید بگذری از جون، یا همرنگ جماعت شی
باید اونی شی که میگن، باید اونی شی که میخوان
چه رنجی داره تن دادن، به این قانونِ بیوجدان
- ۱.۲k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط