{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز تو هم می‌مانی و

یک روز تو هم می‌مانی و
دلتنگی‌های شرجیِ شمال.. که
به احترامِ ما
تمامِ جاده‌ها #چالوس می‌شدند و
تمامِ کوه‌ها...
آغوشی به قدرِ #کندوان باز می‌کردند..

یک روز تو می‌مانی و
یادِ ترانه‌هایی که
با وسواس انتخاب می‌شدند تا
نطفۀ روزهای پُر خاطره در رؤیا بسته شود..

این از اختیاراتِ روزهای عاشقی است که
از در و دیوار هم
برایت خاطره می‌سازد.. تا
بهانه‌ای نداشته باشیم برای
حاشا کردنِ روزگاری که بر عشق گذشت...

اگر "ما"یی در کار نبود،
هیچ جاده‌ای
ما را آدمِ همسفر شدن حساب نمی‌کرد.. و
هیچ دو نفری
بی‌مقصدتر از بلیط‌های صادر نشده،
بی‌اطلاعِ قبلی
سر از دریا در نمی‌آوردند.. که
تنها این سرِ عاشق است
که برای خاطرات شمال درد می کند..

حالا چالوس آنقدر
کوه‌ها را یکی در میان رد می‌کند تا
هرگز تن به تونلِ شمارۀ یازده ندهد..
همان کوه‌هایی که
هرگز به هم نخواهند رسید،
درست شبیه ما
که در هاله‌ای از تنهایی و
در مهِ خـاطـرات فـرو رفـته‌ایم..
.
.
.
حالا به کنارِ آب که می‌رسم،
هیچ ناخدایی
دلِ زدن به دریایی را ندارد که
موجش به ساحلِ تو ختم نمی‌شود..

#حمیدرضا_هندی
دیدگاه ها (۲)

#گاهی فکر می‌کنم اگر تمام دنیا را هم به من بدهند، باز هم دلم...

بعضی اسطوره‌ها فقط در زمین فوتبال نمی‌میرند؛آرام‌آرام از روز...

گاهی به خودم میگویم کاش دوستت نداشتم؛ نه از آن رو که دوست دا...

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

شب، همیشه شبیه یک آینه‌ست؛ آینه‌ای که آدم را با خودش تنها می...

همه می‌گویند: «تولدت مبارک...»اما من نمی‌خواهم مثل بقیه، چند...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط