ویو تهیونگ
𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟓
ویو تهیونگ
لوکیشن رو فرستادم و ساعتی که قرار بود همو ملاقات کنیم هم بهش گفتم
از دیشب تا الان متوجه شدم که خیلی به اون دختر علاقه پیدا کردم. بهتره بگم که شیفته اش شدم . پس بخاطر همین ازش خواستم که امروز همو ببنیم.
ویو ات
قراره ساعت هشت همو ببینیم و الان ساعته شیشه پس بلند شدم و کم کم حاظر شدم
ساعت هفت و نیم از خونه بیرون اومدم و به سمت لوکیشن رفتم.
وقتی به اونجا رسیدم دهنم از زیباییش باز مونده بود . یه رستوران خیلی قشنگ که بزرگ و شیک بود. به خودم اومدم و وارد رستوران شدم. که دیدم تهیونگ با یه استایل خیلی مردونه که باعث میشد جذابیتش چندین برابر بشه روی صندلیه یکی از میز ها نشسته با لبخند به سمتش رفتم.
ویو تهیونگ
وقتی وارد رستوران شد محو دیدنش شدم. باورم نمیشه من چم شده؟ اما خیلی ناز بنظر میرسید با اون لباس های زیبایی که تمام انحنا های بدنش رو در بر گرفته بود واقعا خواستنی به نظر میرسید. با لبخند دلرباش به سمت میز اومد و منم بلند شدم. صندلی رو کشیدم کنار منتظر موندم بشینه.
ویو ات
وقتی نشستم روی صندلی لبش رو کنار گوشم حس کردم که چیزی رو زمزمه کرد و باعث شد به ستون فقراتم لرزی بیوفته
ته:زیبا شدی(زمزمه )
و بعد نشست اون طرف میز روبه روم.
با تکون دادن سر و لبخند خجالتیم ازش تشکر کردم.
بعد اینکه گارسون سفارشامون رو گرفت دوباره نگاهشو بهم داد
ته:تنها زندگی میکنی؟
سرم رو به نشونه ی منفی تکون دادم
ته:دوست پسر داری؟
دوباره سرم رو به نشونه ی منفی تکون دادم
ته:خوبه
#bts #namjoon #jin #yoongi #j-hope #jimin #taehyung #jungkook #army
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟓
ویو تهیونگ
لوکیشن رو فرستادم و ساعتی که قرار بود همو ملاقات کنیم هم بهش گفتم
از دیشب تا الان متوجه شدم که خیلی به اون دختر علاقه پیدا کردم. بهتره بگم که شیفته اش شدم . پس بخاطر همین ازش خواستم که امروز همو ببنیم.
ویو ات
قراره ساعت هشت همو ببینیم و الان ساعته شیشه پس بلند شدم و کم کم حاظر شدم
ساعت هفت و نیم از خونه بیرون اومدم و به سمت لوکیشن رفتم.
وقتی به اونجا رسیدم دهنم از زیباییش باز مونده بود . یه رستوران خیلی قشنگ که بزرگ و شیک بود. به خودم اومدم و وارد رستوران شدم. که دیدم تهیونگ با یه استایل خیلی مردونه که باعث میشد جذابیتش چندین برابر بشه روی صندلیه یکی از میز ها نشسته با لبخند به سمتش رفتم.
ویو تهیونگ
وقتی وارد رستوران شد محو دیدنش شدم. باورم نمیشه من چم شده؟ اما خیلی ناز بنظر میرسید با اون لباس های زیبایی که تمام انحنا های بدنش رو در بر گرفته بود واقعا خواستنی به نظر میرسید. با لبخند دلرباش به سمت میز اومد و منم بلند شدم. صندلی رو کشیدم کنار منتظر موندم بشینه.
ویو ات
وقتی نشستم روی صندلی لبش رو کنار گوشم حس کردم که چیزی رو زمزمه کرد و باعث شد به ستون فقراتم لرزی بیوفته
ته:زیبا شدی(زمزمه )
و بعد نشست اون طرف میز روبه روم.
با تکون دادن سر و لبخند خجالتیم ازش تشکر کردم.
بعد اینکه گارسون سفارشامون رو گرفت دوباره نگاهشو بهم داد
ته:تنها زندگی میکنی؟
سرم رو به نشونه ی منفی تکون دادم
ته:دوست پسر داری؟
دوباره سرم رو به نشونه ی منفی تکون دادم
ته:خوبه
#bts #namjoon #jin #yoongi #j-hope #jimin #taehyung #jungkook #army
- ۱۲۷
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط