ای ساقیا! مستانه رو، آن یار را آواز دِه گر او نمی آید بگو
ای ساقیا! مستانه رو، آن یار را آواز دِه گر او نمی آید بگو، آن دل که بردی باز ده افتاده ام در کوی تو، پیچیده ام بر موی تو نازیده ام بر روی تو، آن دل که بردی باز ده بنگر که مشتاق تواَم، مجنون غمناک تواَم گرچه که من خاک تواَم ، آن دل که بردی باز ده ای دلبر زیبای من! ای سرو خوش بالای من! لعل لبت حلوای من ! آن دل که بردی...
- ۱.۶k
- ۱۵ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط