{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای ساقیا! مستانه رو، آن یار را آواز دِه گر او نمی آید بگو

ای ساقیا! مستانه رو، آن یار را آواز دِه گر او نمی آید بگو، آن دل که بردی باز ده افتاده ام در کوی تو، پیچیده ام بر موی تو نازیده ام بر روی تو، آن دل که بردی باز ده بنگر که مشتاق تواَم، مجنون غمناک تواَم گرچه که من خاک تواَم ، آن دل که بردی باز ده ای دلبر زیبای من! ای سرو خوش بالای من! لعل لبت حلوای من ! آن دل که بردی...
دیدگاه ها (۱)

فراتر از خویش

ترسم که بمیرم وَ نبیبنم رخ ماهش یا اینکه بمانم بخورم حسرت و ...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

"ای ساقیا!!! مستانه رو،،، آن یار، را آواز ...

ای ساقیا مستانه رو ، آن یار را آواز دهگر او نمی‌آید بگو ، آن...

ای ساقیا مستانه رو ، آن یار را آواز دهگر او نمی‌آید بگو ، آن...

"ای ساقیا!!! مستانه رو،،، آن یار، را آواز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط