{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو تا رفیق بودن که همیشه با هم پیک میزدن...

دو تا رفیق بودن که همیشه با هم پیک میزدن...

بعد از چند وقت یکی از اینا میمیره...

اون یکی رفیق تنها میره کافه و به ساقی میگه دو تا بریز...

ساقی میگه:چرا دو تا؟

میگه یکی واسه خودم...یکی هم به یاد رفیقم...

این قضیه چند سال ادامه داشت...

تا یه روز میاد و میگه:یه پیک بریز...

ساقی بهش میگه چیه؟!رفیقتو فراموش کردی؟!

میگه نه...خودم توبه کردم...این یه پیک به یاد رفیقمه..

به سلامتیه تموم رفیقای بامرام...
دیدگاه ها (۸)

باید کرکره ها را بکشم پایین...موهایم را ببافم...یک لباس شل و...

پشت حرف های یک مرد...پشت نوازش ها...سرزنش ها...پشت تمامی نگا...

به سلامتیه تموم نامردا...که اگه نبودن مردا شناخته نمیشدنبه س...

هیشکی هم نیس بهمون بگه: هی....فلونی....تو دلم ول وله اس...وا...

شاید سوال باشه چرا کم ویسگون میام خب دلایلش:👇👇👇 نمی‌دونم ...

سلام صدسلام😇بچه ها دارم میمیرم 🤩🤒امروز رفتم مدرسه یعنی الان...

سناریو بلولاک/:قفل آبی

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊سایه های عشق.📜.🖇️.📜پارت۲۱:چهار ماه بعد، جونهو...

دو قطب مخالف💙🧡پارت نوزدهم✨️💫# قسمت ۱۹: «همه می‌فهمن» 🔥❄️**صح...

عنوان: عنوان دوست پسرت( ساتورو گوجو)سلام سلام خوشگلا ایندفعه...

ستاره دنباله دار پارت:۳۴

سناریو بی تی اس درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط