{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"شعر از خودم"

"شعر از خودم"

نگارم از دو ديده کور گشته

اميد از خاطر و يادم برفته

طبيبان را علاجي نيست يارب

صداي گريه هايم دردل شب

بيا يا رب دوچشمش را شفا کن

بيا درد نگارم را دوا کن

بخوابم آمد آن نور دوديده

بگفتا هردو چشمت را به او ده

دوچشمم را به او اهدا نمودم

خودم را کور و نابينا نمودم

همي همت نمودم تا نفهمد

که تا آخر به رويم او بخندد

ولي تاچشم بر دنيا بيانداخت

نظر بر دهر رنگارنگ انداخت

چوديد ازهردوديده کور هستم

دوکفشم را به ناگه داد دستم

بگفتا کوري و من دلربايم

برو تا له نگشتي زير پايم

مرا از منزلش راند و برون کرد

غم اين سينه ام را صد فزون کرد
دیدگاه ها (۶۰)

"شعر از خودم"نميدانم كه در ياده تو ماندهزماني كه خيانت کار ب...

"شعر از خودم"نامه ای ناخوانده هستم در میان بادهامقصدم گم گشت...

"شعر از خودم"(تسلیت به مناسبت شهادت حضرت معصومه)کج شديم از ر...

"شعر از خودم" تقدیم به عشقم (m)امان از لحظه هاي بي تو...

اگر قرار باشد پاییز را در یک تصویر خلاصه کنم، تویی که با لبخ...

همه باغ دلم!!!! آثار خزان دارد!!

🔸در انتظار بارانم؛نه برای خیس شدنِ خیابان،برای آن لحظه‌ایکه ...

پاکسازی پوست فقط همین😂😂

جاده شمال، بارون و یه دلِ بی‌عجله… 🌧️🌿☕️همین یعنی حالِ خوب!❤...

آدمی رو انتخاب کنید؛که خوب بودن رو بهتون یاد بده،حتی اگه شما...

خیلی دلمو شکستی 💔امیدوارم انگشت کوچیکه پات بخوره به گوشه ی م...

تقدیم نگاه قشنگتون مهربونا 👌👏👏👏🌺🌷 لایکـــــــــ♥فالویادتون ن...

تو برای من فقط یک «دوستت دارم» ساده نیستیتو همان اتفاق نادری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط