{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم که بی قرار تو باشم ولی نشد

گفتم که بی قرار تو باشم ولی نشد

تنها در انتظار تو باشم ولی نشد

گفتم به دل که جلب رضایت کند نکرد

گفتم که جان نثار تو باشم ولی نشد

گفتم میان جذر و مد اشک و آه شب

در گردش مدار تو باشم ولی نشد

گفتم که می رسی تو و من هم دعا کنم

در دولت تو یار تو باشم ولی نشد

گفتم که تا اجل نرسیده ست لحظه ای

در خیمه ات کنار تو باشم ولی نشد

گفتم که خاک پای تو را تاج سر کنم

چون خاک رهگذر تو باشم ولی نشد

گفتم به قدر آه دل دلشکستگان

در عهد و روزگار تو باشم ولی نشد

گفتم دعا کنم که بیایی ببینمت

مانند مهزیار تو باشم ولی نشد
دیدگاه ها (۴)

خونریزی شدیدی داشت . . .داخل اتاق عمل، دکتر اشاره کرد که چاد...

خواهرم حواست به دنیا باشد ک تورا فریب ندهد با رنگ و لعابش...

شهداکارمان ازشرمندگی گذشته....مدیونیم....مدیون جوانیت...خون ...

تو نمازخونه دانشگاه داشتم سجاده آماده می‌کردم برای نماز، همی...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

رمان : «اسمات پارسا»(از خودم یه اسم درآوردم)(تکپارتی)ویو «ا/...

ابلیس

#تجربه_من ۱۳۶۵#فرزندآوری #جنسیت_فرزند #حق_حیات #سقط_جنین سلا...

گفتم به دل که جلب رضایت کند نکرد گفتم که جان نثار تو باشم و...

گفتم که بي قرار تو باشم ولي نشدتنها در انتظار تو باشم ولي نش...

گفتم که بی قرار تو باشم ولی نشدتنها در انتظار تو باشم ولی نش...

گفتم که بی قرار تو باشم ولی نشد تنها در انتظار تو باشم ولی ...

گفتم که بی قرار تو باشم ….ولی نشدتنها در انتظار تو باشم ….ول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط