{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می سوزاند مرا

می سوزاند مرا
بارش باران
و
زخم زبان
وقتی که
بهانه این هجوم
نیامدن ات باشد
دیدگاه ها (۱)

مقصر رسوایی خود نیستیمروزگار هر که را عزیز بداردمیدرد پیراهن...

ترکش از چشم تو خورده راطبیب چاره نیستبه قضا بایدش سپردn

در دل نشسته راکه توانبا اشک از دیده برون کرد

دست از بافتن رویابرمی داشتماگربرای یک بارمیبافتم موهایت راn

⁨⁨مگذار باز از سفرت بی‌خبر مرایک‌ بار هم اگر شده با خود ببر ...

خدایا...سفید مطلق نیستم که مستحق بهشتت باشم؛سیاهِ مطلق هم نی...

همسایه سایه‌ات به سرم مستدام بادلطفت همیشه زخم مرا التیام دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط