{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و درین لحظه که دل

و درین لحظه که دل
به تمنای تو دارد آواز
ذهن من می خواهد کاغذ را
بوسه باران بکند با واژه
ذهن ِ من آشفته ست
دست هایم بی تاب
چشمهایم خسته
و دلم می خواهد
مثل باران بشوم از گریه
و بخوابم لب ابر
و نسیمی از عشق
بوزد بر تن من
برسم سوی تنت
و تمام نفسم با نفست آمیزد
دل من می خواهد
بنویسم از تو،
نفست در نفسم نیست ولی
دست هایم تنها
و نگاهم خیس ست
مهربان ،می دانم
که چه اندازه دلت تنگ من ست
بشکن بغضت را
و در آن غربت تلخ
با من اشک بریز
و بدان
تو چنان پاک و عزیزی در من
که شبی نیست دعایت نکنم
من تو را واژه نمی یابم باز
تنها یک جمله
می نویسم سر ِ خط:
دوستت خواهم داشت.

#تقدیم_به_عشقای_دلم 😍
#دوستون_دارم ❤ 🌹 ❤
دیدگاه ها (۳۴۷)

🌞 🌞 یکسال گذشت🌝 🌝 😣 بعضیهادلشون شکست😢...

خب خب خب تــولّــد داریمممم 😻 😻 ۲۴ سال پیش سوم فروردی...

در دلم چیزی نهفته استخبرش نیست برای احدیخبری از یک رازخبری ا...

در امتدادِ سرآغاز هر بند ـ سپید های- قافیه تنگبه سر سودای بی...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط