{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق طلسم شده

عشق طلسم شده

کیومری:من اینارو کجا بزارممممم

یونگی:از پشت بغلش کردم
نمیدونم ک خودت هرجا دوس داری میخوای اتاقت رو عوض کنم یا میخوای خونه جدید بخرم

کیومری:آروم با رنجم زدم ب شکمش

نه بابا نمیخواد خودم ی کاریش میکنم

یونگی: هربار هرچی خواستی بهم بگو

کیومری:مرسی ک هستی ممنونم💜⛓

یونگی:خواهش میکنم هرموقع دوباره ناراحت شدی فقط بهم بگو حتی فقیر هم بشم با بغل ارومت میکنم

کیومری:هرکی ندونه الان میگه عجب زوجی هستیم😂

یونگی: برگردوندمش سمت خودم دستام رو گذاشتم رو شونه هاش هممم دوس داشتی زوج هم میشیم

کیومری: با حرفش رفتم تو شک ک بهم چشمک زد و رف من موندم با کلی سوال

سان سو:هممم پس یونگی دوسش داره و کیومری هم همین طور فردا دست ب کار میشیم تمومش میکنم

زنگ زدم سوجون

سان سو:سوجون واسه فردا آماده باش

پارت بیست پنجم👸🏻👑
دیدگاه ها (۴)

پآرت¹¹*ویو سر میز شام*نوا با غذاش ور میرفت نمیخوردیونگیم هم ...

p3مین سو : خووو چرااااسان ها : بدم میاد🗿مین سو : اصننن به در...

پارت سیزده ویو یونگی با چیزی که دیدم خشکم زد یه پسر کنار لون...

پارت ۲

#silence_after_you#Part3با نشستن هواپیما چمدونم رو برمیدارم ...

P2« فلش بک ب ساعت ۷ شب »ویو کیسوکه:خونه رو مرتب کردم و رفتم ...

وقتی بدون اجازه اش میری بار

🌹 My Dream 🌹Part ²²ایزابل 🌹 یونگی...یونگی...یونگی...یونگی بل...

پارت ۱۱

★ازدواج اجباری...p¹من امروز ازدواج کردم!البته نه به انتخاب خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط