پارت سیزده
پارت سیزده
ویو یونگی
با چیزی که دیدم خشکم زد یه پسر کنار لونا نشسته
یونگی: اینجا جای منه بلند شو
معلم: یونگی چشماش ضعیفه تو یه جای
دیگه بشین
لونا: استاد میتونم برم سرویس بهداشتی
معلم: برو
یونگی و سوجون: استاد میتونم برم سرویس بهداشتی
معلم: ب....برین
ویو لونا
وای دلم خوب شد اگر دستشویی نبود الان من چیکار میکردم ها ها مرسی ازت دستشویی
یونگی: چرا چرت و پرت میگی
لونا: یونگی تو اینجا چیکار میکنی
یونگی: باید حرف بزنیم
لونا: ما هروقت باهم حرف میزنیم دعوامون میشه پس
یونگی: اون پسره سوجونه مگه نه
لونا: از...... از کجا فهمیدی
یونگی: لونا اگر یه بار دیگه باهاش حرف بزنی میکشمت پس به معلم بگو کنار من بشینی
سوجون: پس اسمت یونگیه میترسی دوست دخترت رو بدوزم آره
یونگی با مشت میزنه تو دهن سوجون و دعواشون میشه که لونا خودشو میزنه به بیهوشی
یونگی: ل......لو......لونااااا
یونگی لونا رو میبره بیمارستان
ویو لونا
هوفففف خدارو شکر دعواشون تموم شد صب........صبر کن ببینم اون سوزنه
لونا: نههههههههههه
یونگی: لونا خوبی
لونا: خوبم خوبم ولی اون سوزن واسه چیه هاااااا
یونگی: لونا داد نزن حالت خوب نیست
لونا: یونگی گوش کن یونگی من گولت زدم که دعواتون تموم بشه من سوزن نمیزنم
یونگی: گو....گولم زدی ولی دکتر گفت بدنت ضعیفه چون غذا نمی خوری
لونا از بیمارستان فرار میکنه یونگی هم دنبالش میره
یونگی: لونا صبر کن دیگه مردم از بس دویدم
لونا: من سوزن نمی زنممممممم
یونگی: اوکی باشه ندو فردا هم مدرسه نمیری اوکی
لونا:..............
ویو یونگی
با چیزی که دیدم خشکم زد یه پسر کنار لونا نشسته
یونگی: اینجا جای منه بلند شو
معلم: یونگی چشماش ضعیفه تو یه جای
دیگه بشین
لونا: استاد میتونم برم سرویس بهداشتی
معلم: برو
یونگی و سوجون: استاد میتونم برم سرویس بهداشتی
معلم: ب....برین
ویو لونا
وای دلم خوب شد اگر دستشویی نبود الان من چیکار میکردم ها ها مرسی ازت دستشویی
یونگی: چرا چرت و پرت میگی
لونا: یونگی تو اینجا چیکار میکنی
یونگی: باید حرف بزنیم
لونا: ما هروقت باهم حرف میزنیم دعوامون میشه پس
یونگی: اون پسره سوجونه مگه نه
لونا: از...... از کجا فهمیدی
یونگی: لونا اگر یه بار دیگه باهاش حرف بزنی میکشمت پس به معلم بگو کنار من بشینی
سوجون: پس اسمت یونگیه میترسی دوست دخترت رو بدوزم آره
یونگی با مشت میزنه تو دهن سوجون و دعواشون میشه که لونا خودشو میزنه به بیهوشی
یونگی: ل......لو......لونااااا
یونگی لونا رو میبره بیمارستان
ویو لونا
هوفففف خدارو شکر دعواشون تموم شد صب........صبر کن ببینم اون سوزنه
لونا: نههههههههههه
یونگی: لونا خوبی
لونا: خوبم خوبم ولی اون سوزن واسه چیه هاااااا
یونگی: لونا داد نزن حالت خوب نیست
لونا: یونگی گوش کن یونگی من گولت زدم که دعواتون تموم بشه من سوزن نمیزنم
یونگی: گو....گولم زدی ولی دکتر گفت بدنت ضعیفه چون غذا نمی خوری
لونا از بیمارستان فرار میکنه یونگی هم دنبالش میره
یونگی: لونا صبر کن دیگه مردم از بس دویدم
لونا: من سوزن نمی زنممممممم
یونگی: اوکی باشه ندو فردا هم مدرسه نمیری اوکی
لونا:..............
- ۱۴۱
- ۱۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط