{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جایی حوالی قلبم

جایی حوالی قلبم
مَردے ست
ڪه خوب مےشناسمش
لحن خستہ اش را
هنگامی ڪه چشمانش
نیاز به آرامش را فریاد می زنند
بی آنڪہ دهان باز ڪند ،
زنانگے ام را
به او مےسپارم و
خستگی هایش را به جان میخرم ...💗😍
دیدگاه ها (۱۱)

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

عاشقانه های شبنم

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

𝖕𝖆𝖗𝖙12لیسا تا صبح بیدار ماند.در اتاقش نشسته بود. پتو دورش پی...

فاصله یک لبخند تا جنون

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

تک پارتی ویو ا.ت صدای باز شدن در سکوت سنگین خونه رو شکست ساع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط