{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و اشک...

و اشک...
و خاطراتی مبهم از گذشته...
و احساسی که ماند در کوچه های خیس سادگی ام...
فرصت با تو بودن توهمی شیرین بود..
خواب کودکانه ی من...
و تو ماندی در خاطرم..
بی آنکه تو را...!
چقدر سخت است که با آشناترینت بیگانه باشی...
بعد از این همه....
قول میدهم دیگر قدر خلوتهایم را بدانم...
دیدگاه ها (۵)

لایک کن وگرنه خفش میکنم....

هی لعنتی............اون طوریم که تو فکر میکنی نیست....شاید ع...

این روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند...اما...من جلوی دهانش را...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟜: انتخاب سختبعد از رفتن ا/ت، محوطه‌ی دانشگ...

میبخشی پارت ۳

پروانه جان

╔════════════════════════════╗🤍 پارت ۱۱۴ | «یک شب که همه‌چیز...

پارت ۵۱ — چیزی که برگشتچند ساعت از بیدار شدن یورا گذشته بود....

🌿🤍رمان : بین تو و برادرمᒻᒽدرخواستیᒻژانر: عاشقانه • دوست صمی...

سلام سلام 👋👋 حوصلم سر رفته اومدم پارت جدید رو بنویسم 😁part 4...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 47سه روز از خبر مرگ آدرین گذشته بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط