{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می گویی دوست دارم زیرباران قدم بزنم

می گویی دوست دارم زیرباران قدم بزنم
اماوقتی باران می باردچتربه دست می گیری
می گویی آفتاب رادوست دارم
امازیرنورآفتاب بدنبال سایه می گردی
می گویی باد رادوست دارم
اماوقتی بادمی وزدپنجره رامی بندی
حالادریاب وحشت مراوقتی می گویی دوستت دارم....
دیدگاه ها (۱)

Lost

تاحالاشده چوب دلت روبخوری...خیلی درد داره! خیلی...

حالم گرفته....الان دوس داشتم این جابودم...شماچی??!

من خودم شاهدتصادف بودم مقصراون بود ورودممنوع اومده بود بایدخ...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ 10 لایک✅ 15 کامنت...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل پنجم: هم‌آیی...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

....پنج پارتی از جیمین....

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۴: لمسِ سردِ حقیقتپاهام انگار به ز...

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

میبخشی پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط