{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پارت_69

#پارت_69


(1ماه بعد )


توی این یه ماه حالم کامل خوب شده و خب اهورا و شهاب با ازدواجمون موافقت کردنو امشب قراره برای هم بشیم ....


بعد اون همه بلا اون همه سختی حالا که دارم بهش میرسم واقعا خوشحالم ، دلم میخواد بهترینارو براش رغم بزنم ...

دارم اماده میشم که برم دنبالش ، دل تو دلم نیس که ببینم توی لباس عروس چه شکلیه ... هنوزم باورش واسم سخته که اون داره مال من میشه ....



""ساحل""


روی صندلی آرایشگاه نشسته بودمو چشامم بسته بودم ، داشتم به اتفاقات این چن ماه فک میکردم ، اولش که به اسم ارمین وارد باند علیسان شدم ، بعدش کارایی که ارتام میگفت انجام بدمو سخت گیری هاش ، بعدش اون اتفاقاتو کارایی که ارتین باهام کرد ...

حتی الانم کقتی به کارای ارتین فک میکنم بدنم درد میگیره ،،، بعدش فرارمون با ارتامو ، اعترافش بهم ، تهش دزدیده شدنم ....


ای خدا واقعا ماجرای پیچیده ایی داشتیم ولی ، ولی حالا ....حالا قراره مال هم بشیم و این عالیه ...


"" آرتام ""

رفتم دنبالش ، همین که دیدمش قلبم شروع کرد توی دهنم زدن ، لعنتی شبیه فرشته ها شده بود ، اون صورت عروسکیش از همیشه قشنگ تر شده بودو توی اون لباس سفید ، توی اون لباس سفید اصلا انگار یه فرشته به تمام معنا بود ....
دیدگاه ها (۰)

پارت ۵۷یک ماه بعد. باغِ اختصاصیِ عمارت غرق در گل‌هایِ یاس بو...

و بعد نانسی آروم بغل گوش میا خم شد + خب حالا چه حسی داره؟ ای...

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

🖤 OBSESSION | وسواس پارت دهم: عروسِ دشمنساعت هفت‌ونیم شب.الا...

مهمونی خطرناک پارت=8ادامه ویو جونگ کوک:نگاه ریزی بهم انداخت ...

جنگل نفرین شده پارت ۳۰ (آخر)

پادشاهی شب''مجازات روز''رستگاری سپیده دم ''PART 1,1این شهر د...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

فرشته‌ی وحشی‌ منکاپل:هیونلیکس ژانر: امگاورس، ازدواج اجباری، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط