{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"شـب هـــا زیــــر دوش آب ســــــــرد

"شـب هـــا زیــــر دوش آب ســــــــرد
رهــــا می کـــنـم بـغـــــض زخــــم هــایــم را
در حالی که هــــمــــه می گویند
خــوش به حـــالــَــش
چه زود فــــــرامــــــوش کـــرد"
دیدگاه ها (۱)

ﺑﺎﯾﺪ ﺁﺭﺍﻡ ﺭﻓﺖ،ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍﻡ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ..ﺭﻭﺯﯼ ﺩﻟﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﺻﺪﺍﯼ ﻗﺪﻣﻬﺎﯾﺖ ...

آرامش یعنی... بدونی توی ِ دلِ کسی که... دوستش داری... یه خون...

شبها دلم کمی آسمان می خواهدتا به شماره ی تمام ستاره ها صدایت...

وقتی بهت خیانت کرد

وقتی شروع می‌کنم به دیدن ایرادها و اشتباهات دیگران، یه حقیقت...

پارت ۲۹ — «اعتراف تهیونگ»تهیونگ چند ثانیه فکر کرد و گفت:تهیو...

شبها دلم کمی آسمان می خواهدتا به شماره ی تمام ستاره ها صدایت...

پارت ۲۰ — «انتقام با یک لیوان آب»جونگکوک سریع یک قدم عقب رفت...

«زندگیِ ما، این روزها، درست شبیه همان یخ‌فروشِ قصه‌هاست؛همه ...

شبها دلم کمی آسمان می خواهدتا به شماره ی تمام ستاره ها صدایت...

پارت ۱۵ — «نقشه‌ی شبانه»ساعت نزدیک یازده شب بود. تهیونگ روی ...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط