بل بل درخواستی یک دوست عزیز که فن فیک موزوتورا بنویسم

بل بل درخواستی یک دوست عزیز که فن فیک موزوتورا بنویسم 🤡
خوب بزارید یه توضیح بدم شما داخل فن فیک دوست صمیمی شینچیرو هستید ولی وقتی داداشت یعنی کازوتورا شینچیرو کشت مایکی از شما گینه گرفت🤡
خوب دیگه..........
__________________________________
موقعیت : پارک
ساعت : 1 شب
از زبان یونا *
داشتم بدون هیچ حسی تو پارک قدم میزدم با خودم میگفتم اخه کدام خری ساعت 1 شب میاد پارک
هوا تقریبا ابری بود
رو تاب نشستم و گوشیمو چک کردم
هیچ پیامی از طرف داداشی( کازوتورا)
نیومده هعی
به لونا زنگ زدم تا ببینم خونه هست امشبو پیشش بمونم یا نه
مکالمه *
یونا : الو لونا
لونا : عه سلام ممد
یونا : کوفت ممد بیداری؟ 😶
لونا : اره مادر پدرم برا 2 هفته خونه نمیان
یونا : ای جان هستی بیام؟
لونا : اره بیا
یونا : اک میبینمت
لونا : میبینمت
پایان مکالمه *
به سمت مغازه حرکت کردم
و چندتا تخمه پفک
اینا گرفتم
فلش بک به خونه لونا *
لونا : عجیبه دختر خیلی کم میای اینجا چیزی شده؟
یونا : هعی با داداشم( کازوتورا ) دعوام شد سر اینکه چرا مست کردم
لونا : به هر حالا اون داداشته نگرانت میشم
یونا : حالا ولش بیا فیلم ببینیم
لونا : اک
__________________________________
بچه ها کپی از فن فیکام 100000 درصد ممنوع ❌
نظرتون چی بود خوب شده بود؟
دیدگاه ها (۶)

خوب خوب 🤡 امدم ادامه فن فیک بنویسم🤡 بله دیگه امید وارم گند ن...

900 تایمون مبارککککک🤡🤧

کسی فونتش رو داره؟؟؟ 😭

خیلی به 900 تایی نزدیکیم 😢😢😢

یونا یهو روی پاهام یه دستی احساس کردم که داشت رون پام فشار ...

رمان جیمین ( خیانت ) پارت یک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط