{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی زلفِ تو امشب، به سرِ

بازی زلفِ تو امشب، به سرِ
شانه ز چیست؟
خانه بر هم زدنِ،ای دل ِ دیوانه
ز چیست؟
گر نه اشفتگیِ این دلِ مسکین
داری
اُلفتِ زُلفِ پریشانِ تو با شانه
ز چیست؟
حالتِ سوخته را،سوخته دل
داند و بس
شمع دانست که جان دادنِ
پروانه ز چیست.


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌◍⃟💙🧚‍♀
دیدگاه ها (۱)

دستـــم به بودنـــت نمی رسـداما بڪَــذار ســـر بســـته از دل...

شفافك ولا گولن ورد عنَّابه معگوده عگدتمتلي بگد ما تنمِردلا ه...

صدا ڪن مراصداے تو آرامش بے انتهاستو مرا بخوان ڪه صدایت زیبات...

مي شود پيشانيت بوسيد و از لبها گذشت؟مي شود از ديدن چشمان زيب...

با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگویچون ترا از دل من نیست خبر هی...

درین بساط، به جز شربت شهادت نیستمیی که تلخی مرگ از گلو تواند...

😔🤲🤲 میلاد عرفان‌پورفریاد عطش... سوختن چلچله‌ها...افتاده میان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط