{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آبادمان کن!...

آبادمان کن!...

خانه های متروکه ی قدیمی را دیده اید؟ دَمِ دَر، باید تار عنکبوت ها را کنار بزنی و وارد شوی!... بعد هم با انگشت اشاره، خاک های روی دیوار را جمع می کنی و گرد و خاک لباست را تکان می دهی!... در همین گیرودار، چشمانَت را می بندی و تصور می کنی که خانه ی خاک گرفته؛ تمیز و نو شده است!... فکرش هم شادابت می کند!...
سلام! من همان خانه ی متروکه ام!...
بیا و دستی بر سَر و گوش دل ما بکش!... آبادمان کن!..
دیدگاه ها (۲)

وقتی احساس کردی گیر افتادی و دیگه هیچ راهی نیست که خارج بشی ...

سلام دوستان عزیز صبح بخیر....آنسوی دلتنگی هاهمیشهخدایی هست،ک...

آرامش واقعی....فقط با وجود خداست....

قال امام صادق (علیه السلام)...

ما در خانه‌هایی زندگی می‌کنیم که دیوارها را ساخته‌ایم،اما پل...

_ چشمان قهوه ای او ؛ 30 ژوئیه 2026در کالبد نگاهت چیزی فراتر ...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

دو پارتی از نامجون.---پارت ۱هق...هق...«چرااا...»صدایت از بس ...

عاشقانه های شبنم

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

داستان عاشقانه جدید

پارت ۳۱ ساعت هفت و پنجاه دقیقه‌ی شب...جونگ‌کوک جلوی خانه‌ی ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط