{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر ساده بودم كه ساده آمدم و گفتم با من بمان و نميدانست

آنقدر ساده بودم كه ساده آمدم و گفتم با من بمان و نميدانستم روزي ساده خواهم رفت 
چه ساده انديش بودم و نميدانستم زندگي كردن ساده نيست ؛ و زندگي يك سادگي است
( محسن ؛ زندگيم چه ساده گذشت )
دیدگاه ها (۱)

در سرم هجوم بي امان افكار سرگذشت است 
فردا چه خواهد شد ؟
 ر...

اهنگ بسیار زیبا،علی رضا روزگار به نام خونه ی تاریک...

آرام بخواب ؛ اين روزها ديگر خوابت را هم نمي بينم 
آنقدر لج ك...

دنیاانقدبیوفاست که اگه دلت واسه یکی تنگ بشه بایدمنتظربمونی ب...

همیشہ ســــــــــادہ  بودَم   ..           ســــــــــادہ سل...

از اینکه احساسات عمیقی دارم خیلی بدم میاد، اگه یکم سرد و بی‌...

اگر عشق شهریار را می‌توانستم اندازه بگیرم، می‌گفتم که چقدر د...

بیاد رفیق و دوست چندساله ام🥀🖤بی‌رحمانه‌ترین‌ حالتِ زیستناینج...

༺⃟🍂🦔🍄‍🟫🧡🍁•‌ུྃبی‌رحمانه‌ترین حالتِ زیستن اینجاست که ما؛ هرچ...

P¹⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 188♡⁠。⁠)⁩قاشق ق...

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:72رفتم به سمت خونه‌...در رو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط