گرچه نزدیکند این دلبندهای بانمک

گرچه نزدیکند این دلبندهای بانمک
دورم از تو دورم از لبخندهای بانمک

عشق اصلا چیز خوبی نیست ،این را درک کن
خنده ام می گیرد از این پندهای بانمک

هرچه شیرینیِ لبهایت نمک گیرم کند
عاقلانه نیست ترک قندهای بانمک

چون پدرها مهربانی ، مثل مادرها عزیز
دلنشین و ناز چون فرزندهای بانمک

در خم هر تار مویت چندصد گردن به بند
سخت پاگیرند گردنبندهای بانمک

روی آتش با ادا بالا و پایین می پرند
پیش پایت مثل من اسپندهای بانمک...

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

چون نور گذر کرده ای از قرنیـــــه هایمای داغ ترین دغدغــــه ...

حسّ و حال همه‌ی ثانیه‌ها ریخت به‌همشوق یک رابطه با حاشیه‌ها ...

رفتم که از دیوانه‌بازی دست بردارمتا اَخم کردم مطمئن شد دوستش...

شب ها که ماه روی تو از چاه می کشیمآهی برای اشک خود ای ماه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط