{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باشه دازایمن اون شب گریه نکردمولی بعدش بانداژهاتو دا

-:"باشه دازای،من اون شب گریه نکردم؛ولی بعدش بانداژهاتو داخل دستشویی دیدم و گریه کردم.برای جای خالیت روی تَرک موتور گریه کردم.تنهایی پلی استیشن بازی کردمو؛گریه کردم.شیشه شرابام تموم شد گریه کردم.ماهی خالمخالی و خرچنگ دیدم گریه کردم.اما اون شب گريه نكردم!."
دیدگاه ها (۷)

«-اوی؟!چطوری رفتی دم پنجره؟!».صدای خواب آلودی از پشت سرش غری...

با حرفایی که اون زد،ناگهان قلبش در هم پیچید.این درد از همون ...

+:”بله چویا،من اون شب گریه نکردم و حتی بعدش،بطری های شراب رو...

سال های ماندن پارت دو ویو دازای از روی کرم ریزی و اذیت کردنش...

بریم واسه پارت دهم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ . ...

شرابی از جنس نفرت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط