{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابام دیشب اومده کنارم نشسته؛

بابام دیشب اومده کنارم نشسته؛
میگه پسرم حالت خوبه
بعد
سریع یکی زد پس کلم!



گفت: انقدی که تو چرت و پرت مینویسی تو این شبکه ها، اگه کتابی چیزی مطالعه میکردی الان دانشمند بودی!!!
گفتم: شما ازکجا میدونی؟!
گفت: من مهنازم! همونی که ظهر ازش عکس میخواستی :|

:D
دیدگاه ها (۲)

فقط یه دوست معمولی پارت 4داشتم کتابم رو باز می‌کردم که صدای ...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

KIM V

ترکم نکن

free from the court (p7)

شب التیام.

professor Riddle, p34

سه پارتی از هیوجین: (وقتی که....) p1بچه ها ممکنه داستان یکم ...

#چندپارتیفک کنم نون برنجی ها کار خودشونو کردن..لینو/ا.تP:4می...

مرد دستی به سرش کشید و نفسی کلافه بیرون داد. کامیل بازم چشما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط