{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۱۷

بدون هیچ حرفی رفتم تو اتاقم
یورا: پسره ی... اصلا میرم خونه جیمین
به جیمین زنگ زدم
جیمین: الو
یورا: سلام گاو
جیمین: چی می‌خواین
یورا : میخوام بیام خونت
جیمین: باشه بیا
یورا : مرسی گاو جونم بای
جیمین: فعلا خر جونم
هورا میرم چند روز میمونم از دست این آقای بد اخلاق هم راحت میشم وسابلم رو تو کولم گذاشتم به کوچولو آرایش کردم یه لباس پوشیدم و از اتاق رفتم بیرون
کوک : کجا
یورا : خونه عمم
کوک : یورا
یورا : میرم خونه جیمین
کوک: زود بیا فقط
یورا: میرم چند روز میمونم
تا کوک خواست حرف بزنه از خونه اومدم بیرون رفتم سوار ماشینم شدم رفتم خونه جیمین زنگ درو زدم تهیونگ باز کرد
از خوشحالی پریدم تو بقل تهیونگ
یورا : کی برگشتی
تهیونگ : چند روز پیش
( تهیونگ با جیمین تو یه مدرسه بوده و مثل برادر هم بودن تهیونگ یورا مثل خواهرش دوست داشت دقت کنین مثل خواهرررر)
یورا : نمیزاری بیام تو
تهیونگ: اصکل خونه خودته
یورا : سلام به الاغم
جیمین: ازدواج کردی خجالت نمی‌کشی؟
یورا : اصلا
نشستیم باهم حرف زدیم خندیدم که زنگ در خورد
جیمین: تهیونگ تو برو
تهیونگ : من قبلاً رفتم
جیمین: لطفا
تهیونگ: باشه فقط همین یبار
تهیونگ بلند شده درو باز کرد که یهو

پایان پارت ۱۷
دیدگاه ها (۱۳)

پارت ۱۸ ویو کوک یورا رقت منم دنبالش رفتم ببینم کجا می‌ره از ...

بچه ها اینبار که اومدم تبریز دوهفته حدودا موندم اگر اومدین ت...

پارت ۱۶ منم از موقعیت استفاده کردم سریع لباسم رو پوشیدم خواس...

ادمین گشادتون میخواد پارت جدید بزارهههه

Rz prpr ²⁸ویو یونگی یونگی: باشه الان میام جیهوپ: زودد اماده ...

فیک بازی با عشق پارت ۶ته: ارهجیمین: یکی زدم به کلش گوساله جی...

Part2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط