{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غthe other side of love

غthe other side of love
part8
+چی منظورت چیه حالتون خوبه
#من هیچ وقت انقدر خوب نبودم لیدی زیبای من
هینا ویو
خیلی ترسیده بودم چرا من انجوری شدم
یه حسی‌ بهم میگوفت فرار کن‌ اب دهنمو قورت دادم
نفسمو با فوت دادم بیرون دادم وبا تمام سرعت دویدم‌

#اگه جرعت داری پاتو بزار بیرون (با داد و عصبانیت)

هینا ویو
ترسیدم پاهام قفل کرد
که یهو گریه هام سرازیر شد
دست خودم نبود که
جونگ کوک امد و بغلم کرد
#اگه همین جوری حرفا مو گوش بدی منم قول میدم عذیتت نکنم‌
+🥺
#نشنیدم
+چش....م
#افرین کوچولو
کوک‌ ویو
دستشو گرفتم سرد بود انگار ترسیده بود
داشت اروم گریه میگرد
ماشین رسید سوار شدیم
چند مین بعد
کنار پنجره ماشین خوابش برده بود خیلی کیوتو خوردنی بود
بغلش‌ کردمو بردمش تو‌ اتاق خودم روی تخت خوابوندمش و پتو رو روش کشیدم
#خودت نمیدونی ولی بعد دیدنت شدی تمام دنیام
اروم صورتمو بردم نزدیکو بوسیه کوچیکی زدم
دیدگاه ها (۹)

part9هینا ویودیشت از شدت گریه و ترسم کنار پنجره ی ماشین خواب...

ساکورا تو فیک

هندسامم 💜🥲

the other side of lovepart ⅞که یهو ¶خانم رسیدیم.....+خیلی مم...

شب تولدم پارت 40فصل دوم پارت 11دکتر: ما نمیتونیم برای همیشه ...

شب تولدمپارت 8ات: برام مهمه که گریه نکنی (عربده) جونگ کوک: ا...

شب تولدم پارت 33فصل دوم پارت 4از صف تاب زدم بیرون رفتم پیش ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط