{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
من، بر این ابری که این سان سوگوار
اشک بارد زار زار
دل نمی سوزانم ای یاران، که فردا بی گمان
در پی این گریه می خندد بهار.
ارغوان می رقصد، از شوق گل افشانی
نسترن می تابد و باغ است نورانی
بید، سرسبز و چمن، شاداب، مرغان مست مست
گریه کن! ای ابر پربار زمستانی
گریه کن زین بیشتر، تا باغ را فردا بخندانی!
گفته بودند از پس هر گریه آخر خنده ای ست
این سخن بیهوده نیست
زندگی مجموعه ای از اشک و لبخند است
خنده ی شیرین فروردین
بازتاب گریه پربار اسفند است.
ای زمستان! ای بهار
بشنوید از این دل تا جاودان امیدوار:
گریه امروز ما هم، ارغوان خنده می آرد به بار!
#فریدون_مشیری
#نوایی_هماهنگ_باران
دیدگاه ها (۳)

یاد داری آن شب از باران صمیمی تر شدیم؟آسمان افسانه گفت و ماه...

وحشت_فراموشیما از وحشت فراموش کردن دیگران است که عکس آنها را...

قبل از خواب لحظاتی هست که به گذشته و آینده فکر می کنی. این ک...

کارهایی که انسان ها برای گذران زندگی به آن مشغول می شوند به ...

کرمان

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞✿ می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه...

در جنبش اندرآور زلف عبرفشان رادر رقص اندرآور جان‌های صوفیان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط