ادامه ی چند پارتی از بونتن پارت دو
ادامه ی چند پارتی از بونتن پارت دو
هینا . این موقع شب کی میتونه باشه
(و بومممم اون رانه )
ران . من فقط باید به گفته ی مایکی عمل کنم نه بیشتر
صدای زنگ در
هینا . آمدم باز کردن در لبخند
ران . من آمدم در مورد یه چیزی حرف بزنم
هینا . من مشکلی ندارم بیا تو
ران. یعنی اصن نترسیده
هینا . از خودت پذیرایی کن
ران . من ..
هینا . تو ران هایتانی هستی میدونم حالا چطور میتونم بهتون کمک کنم
ران . تو میدونی من کیم از کجا
هینا . من کل اطلاعات بونتن رو هک کردم عادیه که میدونم
ران . ازت میخوام باهام بیای
هینا . عمرا من فردا باید برم مدرسه نمیتونم
ران . من نمی خوام به زور این کارو کنم
هینا. باشه
ران . یعنی می خوای با من بیای
هینا . معلومه که نه من رو به زور ببر
ران . اصلحش رو میگیره سمت هینا
هینا. تفنگ خیلی قشنگی داری
ران . جدی الان از من نمیترسی
هینا . نه
ران. به هر حال باید با من بیای
هینا . بزار آماده شم تو منتظرم باش
ران. همین تر و تیپ خوبه
هینا. باشه پس بریم
ران . دستتو بیار جلو
هینا . باشه
ران . دستبند میزنه به دست هینا
هینا ببین نیازی به این کارا نیست
ران . من مجبورم
ویو ران . چطور ممکنه یه دختر بچه آنقدر نترس باشه اصلا به چه درد ما میخوره
ویو نویسنده هینا نشست عقب و خوابش برد ران هم هینا رو هنوز میمیپاعید
ران . هینا رسیدیم به عمارت
هینا . به خواب ناز سر میبرد.
ران . مجبورم بیدارت کنم هینا بیدار شو
هینا . بیدار شده
ران . بیا دستتو باز کنم
هینا . خودم تو راه بازشون کردم
ران . چطوری
هینا . مهم نیست
وارد عمارت شدید
ران . سعی کن که جلوی مایکی مثل بچه آدم رفتار کنی
هینا . گرفتم
وارد یه اتاق خیلی خفن میشید
ران . بشین اینجا
هینا . باشه روبروی کل بونتن نشسته بودید
مایکی . من میخوام عضو بونتن شی
هینا . عمرا
همه در ذهن چرا باید یه دختر بچه عضو بونتن شه
مایکی . لبخند عصبی همین که گفتم
هینا . میتونی یه دلیل قانع کننده بیاری
مایکی . نه
هینا . پاشد تفنگو از گیبش کشید بیرون من قبول نمیکنم مایکی شکست ناپذیر جدی
ران . تعجب کرده بود تفنگش دست هینا چیکار میکنه
سانزو . اصلحشو به طرف هینا گرفت دیگه بسه
هینا . برد با کسیه که زود تر مارو میکشه ولی من عقب نمیکشم ماشه رو میکشه
مایکی حس کرد تیر خورد
هینا . با لبخند نترسین بابا خالیه بعدم گذاشت روی سر خودش بوم میبینید که خالیه
کاکاچو. تو دیگه کی
هینا . اسمم هیناست از دیدنتون خوشبختم
مایکی . این اخلاق درست در مقابل من نیست
هینا . داشتم شوخی میکردم بابا خندیدن
ران. .....
ادامش پارت ۳ جانه
هینا . این موقع شب کی میتونه باشه
(و بومممم اون رانه )
ران . من فقط باید به گفته ی مایکی عمل کنم نه بیشتر
صدای زنگ در
هینا . آمدم باز کردن در لبخند
ران . من آمدم در مورد یه چیزی حرف بزنم
هینا . من مشکلی ندارم بیا تو
ران. یعنی اصن نترسیده
هینا . از خودت پذیرایی کن
ران . من ..
هینا . تو ران هایتانی هستی میدونم حالا چطور میتونم بهتون کمک کنم
ران . تو میدونی من کیم از کجا
هینا . من کل اطلاعات بونتن رو هک کردم عادیه که میدونم
ران . ازت میخوام باهام بیای
هینا . عمرا من فردا باید برم مدرسه نمیتونم
ران . من نمی خوام به زور این کارو کنم
هینا. باشه
ران . یعنی می خوای با من بیای
هینا . معلومه که نه من رو به زور ببر
ران . اصلحش رو میگیره سمت هینا
هینا. تفنگ خیلی قشنگی داری
ران . جدی الان از من نمیترسی
هینا . نه
ران. به هر حال باید با من بیای
هینا . بزار آماده شم تو منتظرم باش
ران. همین تر و تیپ خوبه
هینا. باشه پس بریم
ران . دستتو بیار جلو
هینا . باشه
ران . دستبند میزنه به دست هینا
هینا ببین نیازی به این کارا نیست
ران . من مجبورم
ویو ران . چطور ممکنه یه دختر بچه آنقدر نترس باشه اصلا به چه درد ما میخوره
ویو نویسنده هینا نشست عقب و خوابش برد ران هم هینا رو هنوز میمیپاعید
ران . هینا رسیدیم به عمارت
هینا . به خواب ناز سر میبرد.
ران . مجبورم بیدارت کنم هینا بیدار شو
هینا . بیدار شده
ران . بیا دستتو باز کنم
هینا . خودم تو راه بازشون کردم
ران . چطوری
هینا . مهم نیست
وارد عمارت شدید
ران . سعی کن که جلوی مایکی مثل بچه آدم رفتار کنی
هینا . گرفتم
وارد یه اتاق خیلی خفن میشید
ران . بشین اینجا
هینا . باشه روبروی کل بونتن نشسته بودید
مایکی . من میخوام عضو بونتن شی
هینا . عمرا
همه در ذهن چرا باید یه دختر بچه عضو بونتن شه
مایکی . لبخند عصبی همین که گفتم
هینا . میتونی یه دلیل قانع کننده بیاری
مایکی . نه
هینا . پاشد تفنگو از گیبش کشید بیرون من قبول نمیکنم مایکی شکست ناپذیر جدی
ران . تعجب کرده بود تفنگش دست هینا چیکار میکنه
سانزو . اصلحشو به طرف هینا گرفت دیگه بسه
هینا . برد با کسیه که زود تر مارو میکشه ولی من عقب نمیکشم ماشه رو میکشه
مایکی حس کرد تیر خورد
هینا . با لبخند نترسین بابا خالیه بعدم گذاشت روی سر خودش بوم میبینید که خالیه
کاکاچو. تو دیگه کی
هینا . اسمم هیناست از دیدنتون خوشبختم
مایکی . این اخلاق درست در مقابل من نیست
هینا . داشتم شوخی میکردم بابا خندیدن
ران. .....
ادامش پارت ۳ جانه
- ۳.۴k
- ۱۲ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط