{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ایوان باشد و

ایوان باشد و
چای تازه دمِ مادر بزرگ.. حوضِ نیمهِ آبی
و ماهیان کوچک قرمز
که برای تکه نانی
به این سو و ان سویش
شناور... بلوط باغچه و
ماهی که شنا می کند بر چهره ی من.. تو و همین چای تازه دم و
همین مهتاب.. زندگی دیگر
چه کم داشت؟؟

#مریم_میرصفایی
دیدگاه ها (۱)

.خنده دارترین اتفاق"عشق" استوقتیسالها بعدمرورش می کنی... #اف...

ای در دل من، میل و تمنا،همه تو!وندر سر من،مایه سودا،همه تو!ه...

جایی میان قلب هست ؛که هرگز پر نمیشود !و مادر همان فضا ،انتظا...

❄ ️اِمشب اندوهِ تو،بیش اَز هَمه شَبشُد یارَم ... :)#مهدی_اخو...

مهتاب قرمزپارت اولصدای آخرین مهمان‌ها کم‌کم در عمارت گم می‌ش...

دهه شصت،،،،نظرتون راجع به این زمان بگید!دهه شصت؛ ضیافتِ سادگ...

پارت بیستمسه سال بعدعمارتِ بزرگِ مادر سوکجین هنوز پابرجا بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط