{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی چتر در این نم نم باران بغلم کن

بی چتر در این نم نم باران بغلم کن
سرداست هوای شب گیلان بغلم کن

آغوش تو دلبازتر از باغ بهشت است
ای وعده ی موعود به انسان بغلم کن

بین من و تو فاصله هر چند زیاد است
بی واسطه در صورت امکان بغلم کن

ای بکر ترین واقعه در عالم هستی
با جاذبه ی تازه عروسان بغلم کن

ای آهوی برگشته به دامان طبیعت
با شیوه ی شیران و پلنگان بغلم کن

فرزند مسلمان شده ی مانی و مزدک
با روح اهورایی ایران بغلم کن

پاییزِ پر از خاطره ای وسوسه انگیز
مهر تو رسیده است به آبان بغلم کن

من کوچه ی بن بست دل از جاده بریده
تو پنجره ی رو به خیابان بغلم کن

هی دور نزن دور خودت عشق مجاز است
بی واهمه در گوشه ی میدان بغلم کن

معتاد نگاهت شدم و دست خودم نیست
عاشق شده ام از تو چه پنهان بغلم کن،،،
دیدگاه ها (۲)

این شعر سیمین بهبهانی واقعا زیباسترها کردیم خالق را ، گرفتار...

تا کی در انتظار گذاری به زاری ام؟باز آی بعد از اینهمه چشم ان...

وای اگر یکشب برایت من بمیرم، زندگیستبازوانت را درآغوشم بگیرم...

هی شعر پشت شعر ،،،دلم وا نمی شوداین شعرها بدون تو زیبا نمی ش...

قرار زیر بارانجونگ‌کوک از وقتی از خانه بیرون آمده بود، فقط ی...

Chapter Seven, S², Part ¹⁹حرکات ناگهان متوقف شدن..جیمین به ز...

📖 رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت دوازدهم: نقطهٔ ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط