{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من همانی ام که هزار بار هم اگر زمین بخورد ، دستان کسی را

من همانی ام که هزار بار هم اگر زمین بخورد ، دستان کسی را برای بلند شدن نمی گیرد ، دست به زانوی خودش می گیرد و بلند می شود .
من همانی ام که برای اشک ریختن ، دیوار را به شانه ی آدم ها ترجیح می دهد ،
همان که خودش ، خودش را آرام می کند و خودش تکیه گاه و دلگرمیِ خودش می شود .
همانی که عادت کرده قوی باشد ، حتی وقتی تمام پیکرش از ضربه های مسیرهای سخت ، زخمی ست ،
همانی که می خندد ، حتی وقتی دلیلی برای خندیدن نیست ، حتی وقتی حنجره اش از بغض های پنهانی ، درد می کند ...
من همانی ام که آرزوهای بزرگ می کند و برای رسیدن به آرزوهایش ، یک تنه تا پای جان ، می ایستد و با موانع و سختی ها می جنگد ،
همانی که با مشکلاتش رفیق است و زخم هایش را دوست دارد ...
این منم ! کسی که از نا امیدی هایش ، امید می سازد و از دردهایش ، پله ...💞 💞 💞 💞 💞 🌹 🌹 🌹 🌹
دیدگاه ها (۲)

در خواستی

موسیقی

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ونهم: باغِ ما---سال‌ها بعد.عمارتِ دِه‌گ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②②_بخش سوم_چوبدستی ام را توی جیب...

سناریو جونگکوک

از ترس تا اعتمادpart: 4 ...

P12از همان روزی که خبر نامزدی ارباب در عمارت پیچید، سکوت همی...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط