{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی پای دردم تا اَبد می ایستی

گفته بودی پای دردم تا اَبد می ایستی
بر خودم تا آمدم دیدم کنارم نیستی

دل اگر فَصلت زمستان است،میسوزم چرا؟!
در نهایت هم نفهمیدم کجا می زیستی ...

حیرتم را بیشتر کردند این آیینه ها
گاه آن تصویر می پرسد ز رویم کیستی؟

شعله ای هم بعدِ خاموشی فقط با شمع گفت:
بهرِ تو مُردم برایم قطره ای نگریستی ...

نقش دریا را مکن ای تُنگ بر چشمانِ دل
من که مدّت هاست می دانم تو دریا نیستی ...
دیدگاه ها (۱)

تا جهان از رُخِ زیبای تو اَم رنگین استانتظارِ تو کشیدن چه قَ...

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم استدنیا برای از تو نوشتن مرا ک...

آمدی دیر آمدی من کوله ام را بستم امعزم رفتن دارم واز عاشقی ب...

دارم دلـــی ز هجـــر تــــو هـــر دم فگـــارتـر تا خــــود ت...

آنجا که «من» در آتشِ شناخت می‌سوزد، پرده‌ها از میان برمی‌خیز...

ای که با من لحظه ای هستی و عمری نیستیبی تو تاریکم، بیا و روش...

فکر می کردم که می پرسی کجایی؟ نیستی؟یا که می پرسی به جز من د...

گل من گریه مکنکه در آینه ی اشک تو غم من پیداستقطره ی اشک تو ...

جماعت جاهل و نادان بزرگترین خطر برای ایران

افراد جاهل را دست کم نگیریم ....

حرف دارم می شود در را به رویم وا کنی؟لحظه ای من را در آغوش ن...

حرف دارم می شود در را به رویم وا کنی؟لحظه ای من را در آغوش ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط