{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی دلم می گیرد...

گاهی دلم می گیرد...

برای تمام جنین هایی که ،

چند لحظه مانده به وقوع بودنشان ،

سقط می شوند...

در هیبتِ یک دیو...

دستم را میگذارم همانجایی که باید می بود...

و ریسه میروم...

هه...

چیزی را از دست نداده ای بچه پلنگِ من...!

پدرت جز هم آغوشیِ ،

آخرِ شب به هیچ عشقی مؤمن نبود..،

پدرت غروب ها ،

شعر هایش را با شیشه ی شراب عوض می کرد...

ولی نگذاشت دچار خوفِ دنیا شوی...

اینجا زندگی نیست ،

اینجا میدانِ مین است...

بی چکمه ،

نمی شد به دنیا یِ ما بیایی...

هیچ کجای دنیا ،

شعر را با یک جفت چکمه ی بچه گانه عوض نمیکردند...

وگرنه...

شاید...
دیدگاه ها (۱۳)

یــک اتاق...یک تخت...یک بغل...سهمِ ما از زندگی تجردی ست ،که ...

خسته ام...از خودم خسته ام...از شماروزهای بی حوصلگی...شبهای ک...

تمامِ فکر هایم را کرده ام ،بهترین راه همین است...که یک شب زل...

✔باهر کـَسے نـمیپَرم چون واسَم OFT داره✔ ♛ خدا ایــن Optio...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط