{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

+نه نیست

+نه نیست
_اوکی بخواب
+باش
رمو کردم اونور و چشمام رو بستم که جونگکوک دستشو دور کمرم حلقه کرد
+هعی چیکا...
_هیس بیبی
رومو برگردوندم که با فاصله ۳ سانتی ت صورت کوک بودم و یهو لبش رو گذاشت روی لبم
+اه....اهومم کوک نکن
_چیشده چرا نمیزاری لذتمو ببرم
+الن یکی بیدار میشه تمومش کن
_باش ولی فردا باید بخاطر اینکه هعی جلومو میگیری باید تنبیه بشی
+بخواب
یکم ترسیدم که فردا میخواد چیکار کنه....سیاهی مطلق
با صدای گوشیم از خواب بیدار شدم
بابام زنگ میزد جواب دادم
+الو اهوممم ددی
ب.ت:خوبی خوشگلم
+تو بهتری
ب.ت:امم اوک امشب میای بریم بیرون؟
+کجا
ب.ت:میریم یه رستوران با جئون فامیلی
+اه نمیشه نیام
ب.ت:رومو زمین نمیندازی؟
+باشه ساعت ۸ میتم لوکیشن بفرست
ب.ت:اکک بای
_امممم کی بود(خوابالو)
+بابام
_چی میگه
+بگیر بخواب
هنوز همه خواب بودن منم یعی کردم بخوابم اما نشد گوشیمو باز کردم که کوک منو کشیر ت بعلش و سرشو گذاشت رو شونم و تو گوشیم نگاه میکرد
منم رفتم توی بازی مورد علاقه ام و بازی میکردم که کوک گوشیو از دستم قاپید
+هعی چیکار میکنی(اروم)
بخاطر اینکه تو بغلش قفل بودم نتونستم تکون بخورم
کوک وارد دوربین شد و منو گرفت ت بغلش و شروع کرد عکس گرفتن(همینطور سرش تو گردنت بود)
☆~☆~☆~☆~☆~☆~☆~☆~☆~
اگه اینم لایک بالا بخوره پارت ۲ قلو میزارم براتوننن
#عیک#ارمی#وانشات
دیدگاه ها (۵۷)

_خوشگل شد+اهومم._برام بفرست+باش+فقط شمارت چند بود؟_اممم واقع...

لایک بالا بخوره همشو طولانی میزارم مث این

☆~☆~☆~☆~☆~☆~☆~☆~☆~ا.ت ویوتوی بغل کوک احساس ارامش میکردم دلم ...

بچه ها بکی گفت عکس کاور رو بزارم منم گذاشتمم

love in the dark④③اشک تو چشمام پر شده بود با دیدن این عکس ها...

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط