{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💜 💜 💜 💜

💜 💜 💜 💜
عشــــــــق...
پارت 181




نیلوفر:
تو چشام نگاه کرد ولی زودنگاهش رو دزدید وگفت : هوووم ؟! دوس داری گیتارم یاد بگیری ؟
- آره
مهرداد : پس به یکی از بچه ها میگم برام گیتار بیاره فردا شروع می کنیم
با صدای در هردو برگشتیم لیلی بود که پوزخندی زدوگفت : خبریه
فکر کنم حالتی که مهرداد وایساده بود غلط انداز بود
مهرداد صاف وایسادوگفت : چه خبری
لیلی : فکر کنم زن داداشت تو بغلته
مهرداد اخم کردوگفت : جلو دهنتو بگیر چی میگی
لیلی : تو باید استراحت کنی چرا اینجایی؟ نکنه نگران حال روحی زن داداشتی ؟
مهرداد نفسشو فوت کردوگفت : فرشته ای عذاب
پشت کردم به لیلی مهرداد رفت نفس عمیقی کشیدم وشروع کردم نواختن پیانو
- نیلوفر..
برگشتم نگاش کردم وگفتم : بله
لیلی به پیانو تکیه داد وگفت : خوشحال باش من ازش جدا میشم
متعجب نگاش کردم گفت : چیه ؟ خوشحال نشدی ؟
- نه چرا خوشحال بشم
لیلی: بچشم یک ساعت دیگه میرم پیش دکتر نابود می کنم ..تو خوش باشی ناناسی
خندید ورفت و من کپ کرده بودم تعجب می کردم از این رفتار گفت می خواد چیکار کنه؟ بچه اش رو بکشه ؟
بلند شدم رفتم اتاقم ولی داشتم دیونه می شدم نمی تونستمم به مهرداد بگم می ترسیدم حالش بد بشه
با صدای در برگشتم مهرداد بود که گفت: لیلی چی به تو گفته ورفته؟
- هیچی..
مهرداد: یعنی چی هیچی ؟!
بگو نیلوفر یه چیزی گفته تو رو انقدمضطرب کرده
- نه
مهرداد: خواهش می کنم نیلوفر
- چیزی نگفته
اخم کردوگفت: بگو دیگه نیلوفر یه کاری نکن بعد پشیمون بشی نگفتی
- نمی دونم ...یعنی چیزی نگفت گفت از تو جدا میشه
مهرداد : ما قرار نیس جدا بشیم
- چرا خودت نپرسیدی ؟
مهرداد : نمی دونستم رفته بیرون
دیدگاه ها (۱)

💜 💜 💜 💜 عشــــــــق....پارت 182نیلوفر:چیزی نگفت فقط...چرا جد...

💜 💜 💜 💜 عشــــــــق....پارت 183نیلوفر:قلبم داشت وایمیساد...

💜 💜 💜 💜 عشـــــــق...پارت 180نیلوفر:ساکت شد گفتم : بخاطر نی ...

💜 💜 💜 💜 عشــــــــــق...پارت 179نیلوفر:بعد ازیه هفته مهرداد ...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁵ یونگی : باشه عزی...

spanish girl:30

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴ مادربزرگ یه دقیقه گیچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط