با یک گل که هیچ گاه بهار نمیشود/با گل باران ظلم که ظالم م
با یک گل که هیچ گاه بهار نمیشود/با گل باران ظلم که ظالم معطر نمیشود
صبح تا شب در سکوت فریاد زن/با این سکوت که دردی درمان نمیشود
خود پر ز اشکال و به فکر اصلاح دیگران/تا خود اصلاح نشوی که جامعه اصلاح نمیشود
داد زنی که ای مردم اینها چو خدا قاضی شده اند/ای دوست با ژست قضاوت که کسی خدا نمیشود
از شعار انا الحقشان به سطوح آمده ای؟/هر که این گفت که منصور حلاج نمیشود
گویند سکوت این جا به کمینت نشسته اند!/ عقاب که اسیر ترس و اوهام نمیشود:)
"فوفو"
صبح تا شب در سکوت فریاد زن/با این سکوت که دردی درمان نمیشود
خود پر ز اشکال و به فکر اصلاح دیگران/تا خود اصلاح نشوی که جامعه اصلاح نمیشود
داد زنی که ای مردم اینها چو خدا قاضی شده اند/ای دوست با ژست قضاوت که کسی خدا نمیشود
از شعار انا الحقشان به سطوح آمده ای؟/هر که این گفت که منصور حلاج نمیشود
گویند سکوت این جا به کمینت نشسته اند!/ عقاب که اسیر ترس و اوهام نمیشود:)
"فوفو"
- ۶۲۲
- ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط