{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینقدر تنگ دلی واسم تکراری شد که آخرش سنگدلی رو ترجیح داد

اینقدر تنگ دلی واسم تکراری شد که آخرش سنگدلی رو ترجیح دادم بهش،
الان دارم باهاش زندگی میکنم ، با سنگدلیم خوشبختم اما ...
میدونی ، هیچی حس نمیکنم، حتی اشک توی چشامو...!!!
دیدگاه ها (۴)

سرم را نه ظلم می تواند خم کند ، نه مرگ ، نه ترس ، سرم فقط بر...

مادرم فقط یک چشم داشت . من از اون متنفر بودم … اون همیشه مای...

نگران شب هایم نباش . . . تنها نیستم ! بالشم. . . هق هق سکوتم...

به دنيا كه آمدم،پيراهن سرنوشت را، آويزان تنم كردند بي آنكه...

____[The Forbidden Crossing]____

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²³همون شب_____________ری...

پدر خوانده فصل دو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط