{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PART(۱۰)

PART(۱۰)
سوآ: بله ما اوردیمشون بیمارستان و الان خوابیدن
یونگی: دقیقا کدوم بیمارستان؟(نگران)
سوآ: بیمارستان آسام
یونگی: تا چند دقیقه ی دیگه اونجام(نگران)
ویو یونگی:
گوشی رو قطع کردم خیلی نگران بودم میترسیدم بلایی سر پاش بیاد سریع رفتم تا لباس هام رو بپوشم که
جیمین: یونگی چیشده؟
یونگی: ا/ت پاش پیچ خورده رفتن بیمارستان باید برم
دیدگاه ها (۰)

PART(۱۱)جیمین: چی؟ خوب پس صبر کن ماهم لباس بپوشیم بیایم یونگ...

PART(۱۲)یونگی: بالاخره اتاق رو پیدا کردم و به سمت اتاقش هجوم...

PART(۹)اخبار: طبقه گفته ی کمپانی بیگ هیت ظاهراً خانم مین ا/ت...

PART(۸)پرش زمانی به پیش بی تی اس:نامجون: داشتم همینجوری اخبا...

love in the dark④④تو این یک ماه خودم تنها بودم کسی نبود جونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط