{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران؛

باران؛
آدمک ، خسته شدى ، از چه پريشان حالى ؟
پاسى از شب که گذشته ست ، چرا بيدارى ؟

آن دو چشم پر غم را به کجا دوخته اى ؟
دلت از غُصه سياه است چرا سوخته اى ؟

تو که تصوير گر قصه ى فردا بودى ،
تو که آبى تر از آن آبى دريا بودى ،

آدمک رنگ خودت را به کجا باخته اى ؟
کاخ اميد خودت را تو کجا ساخته اى ؟

آخرين بار که بر مزرعه ، من باريدم ،
روى دستان تو من ، شاپرکى را ديدم ،

تو چرا خشک شدى ، او چرا تنها رفت ؟
من که يک سال نبودم چه کسى از ما رفت ؟

اين سکوتت که مرا کشت ، صدايى تر کن ،
اين منم آبى باران تو مرا باور کن .

آدمك؛
باور از خويش ندارم که چنين مى بارم ،
بُگذر از اين تن فرسوده ، کز آن بيزارم ،

نه دگر بارش تو ، قلب مرا سودى هست ،
نه براى تب من ، فرصت بهبودى هست ،

آنکه پروانه شدن را ز من آموخته بود،
دلش انگار به حال دل من سوخته بود،

شاپرک رفت،دلى مُرد،عزا بر پا شد ،
رفت و انگار دلم مثل خدا تنها شد ،

آرى اين بود تمام من و اين بيدارى ،
جان باران چه شده ؟ از چه پريشان حالى ؟

برو که آدمکى منتظر باران است ،
او که با شاپرک قصه ى ما خندان است ...

من و اين مزرعه هم ، باز خدايى داريم ...
دیدگاه ها (۲)

ﺩﯾﺮﻭﺯ ﮐﯿﺒﻮﺭﺩﻣﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﻤﯿﺰﺵ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﯾﯿﻢﺳﻪ ﺳﺎﻟﺸ...

* چکیده از کتاب: این کارو نکن، این کارو بکن * نویسنده : احم...

به حرمت آفریده شدن اولین گوسفنده آسمانی که جان حضرت اسماعیل ...

خدااایااااااااااانه جرأت قربانی کردن فرزند دارم.و نه توان خر...

فراتر از خویش

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

وقتی می‌خندی، دنیای من دگرگون می‌شود؛ انگار در آن لحظه‌ها تم...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

بعضی موسیقی‌ها، فراتر از نت و آهنگ هستند؛ آن‌ها شبیه به یک ز...

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

دوپارتی از آی ان: (وقتی بقیه درمورد....) p1(امیدوارم بتونیم ...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۴" در آغوش رویای آبی ات "...

میبخشی پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط