پارت ۷
پارت ۷
_منو تحویل بده؟
صدایم لرزید.
_چرا کسی باید دنبال من باشه؟
جونگکوک از پنجره فاصله گرفت.
_چون پدرت قبل از مرگش چیزی داشت که همه میخواستنش.
_چی؟
_مدرکی که میتونست چندین نفر از قدرتمندترین آدمهای این شهر رو نابود کنه.
_و من چه ربطی به اون دارم؟
نگاهش کرد.
_تو تنها کسی هستی که میتونه بهش دسترسی پیدا کنه.
خشکم زد.
_من؟
سرش رو تکون داد.
_پدرت رمز رو فقط به یک نفر گفته بود.
_به کی؟
جونگکوک مکث کرد.
_به مادرت.
_ولی مادرم مرده.
_میدونم.
_پس رمز کجاست؟
نگاهش روی گردنبندم افتاد.
آرام گفت:
_شاید هیچوقت ازت دور نبوده.
_منو تحویل بده؟
صدایم لرزید.
_چرا کسی باید دنبال من باشه؟
جونگکوک از پنجره فاصله گرفت.
_چون پدرت قبل از مرگش چیزی داشت که همه میخواستنش.
_چی؟
_مدرکی که میتونست چندین نفر از قدرتمندترین آدمهای این شهر رو نابود کنه.
_و من چه ربطی به اون دارم؟
نگاهش کرد.
_تو تنها کسی هستی که میتونه بهش دسترسی پیدا کنه.
خشکم زد.
_من؟
سرش رو تکون داد.
_پدرت رمز رو فقط به یک نفر گفته بود.
_به کی؟
جونگکوک مکث کرد.
_به مادرت.
_ولی مادرم مرده.
_میدونم.
_پس رمز کجاست؟
نگاهش روی گردنبندم افتاد.
آرام گفت:
_شاید هیچوقت ازت دور نبوده.
- ۵۱
- ۰۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط