می دانی سخن گفتن اکنون چقدر برایم دشوار است.اکنون که می د
می دانی سخن گفتن اکنون چقدر برایم دشوار است.اکنون که می دانم با بر زبان آوردن هر کلمه ای خود را معرفی می کنم.حالا که می دانم با بیان هر موضوعی خودم را بیان می کنم وبا قضاوت کردن در مورد هر رویدادی خودرا قضاوت می کنم وبا هر اعتراض به خود اعتراض می کنم.
سخت است که بدانی تمام کارهایی که می کنی معرف خود واقعی توست.
نقابها، دیگر به درد نمی خورند.دیگران را می فریبی.آنرا که در درون خود تو نشسته وبه تو وکارهایت می نگرد را چه؟؟؟
او با مهربانی وعشق از تو می خواهد خودت باشی.هر اتفاقی بیافتد مهم نیست.مهم این است تو خودت باشی.
واین سخت است ،سخت است که خود را چون آیینه ببینی.هر کاری، هر حرفی، هر حرکتی را در واضح در خودت نگاه می کنی ومی دانی که این تو هستی.تلخ،رنجیده،یا عاشق،یا یک نفس ضعیف.نقابها دیگر به درد نمی خورند.چون تو همه چیز را می دانی.
سخت است که بدانی تمام کارهایی که می کنی معرف خود واقعی توست.
نقابها، دیگر به درد نمی خورند.دیگران را می فریبی.آنرا که در درون خود تو نشسته وبه تو وکارهایت می نگرد را چه؟؟؟
او با مهربانی وعشق از تو می خواهد خودت باشی.هر اتفاقی بیافتد مهم نیست.مهم این است تو خودت باشی.
واین سخت است ،سخت است که خود را چون آیینه ببینی.هر کاری، هر حرفی، هر حرکتی را در واضح در خودت نگاه می کنی ومی دانی که این تو هستی.تلخ،رنجیده،یا عاشق،یا یک نفس ضعیف.نقابها دیگر به درد نمی خورند.چون تو همه چیز را می دانی.
- ۸۲۹
- ۰۵ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط