{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در قاب خیس پنجره باران را به نظاره نشستم. نسیم دستهای خیس

در قاب خیس پنجره باران را به نظاره نشستم. نسیم دستهای خیس نوازشگرش را به صورتم می کشد. یک گوشم پر است از صدای موجهای دریا که خودشان را سخت به تن بی روح صخره ها می کوبند و یک گوشم پر است از صدای فریادابرها و آرام چای می نوشم.
دیدگاه ها (۱)

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

( last minute )

پارت ۳

نفس می‌کشم. همین. نه برای فردایی که نیامد، نه برای خاطره‌ای ...

Part.4#مرد_ منموسیقی فضای کمپ رو پر کرده بود، اما برای من، ص...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۷: شب اول، بدون تاج و تختخونه‌ی ساحلی کوچ...

سناریو تهیونگ

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۳: آرامشِ سمیصدایِ بسته شدنِ در، ...

تکاپو پارت 100:باهام سرد میشه.. 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...بعد از گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط