{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Chapter Seven, Part ³¹

Chapter Seven, Part ³¹
^ پس چرا گریه میکنی؟
+ م-مامان و ب-بابا..

تا خواست حرفی بزنه دوباره لب هاش لرزید و چشمای معصومش خیس تر از قبل شد.
مرد جوان پسر رو جوری به آغوشش کشید که انگار میخواد زیر پتویی گرم در برابر سرما ازش محافظت کنه.

^ چیزی نیست، بیا بعدا درباره اش حرف بزنیم هوم؟ فعلا بزار هر چقدر که اشکات میخوان فرود بیان. وقتی که اشکات بهت سر میزنن جلوشونو نگیر، بزار تا هر وقت که میخوان بریزن، مطمئن باش بعد هر بارونی یه رنگین کمون هست که به انتظار بچه هاست...

اون روز بعد از اینکه بردش خونه خودش فهمید مامان بابای بچه ترکش کردن. اونم درست توی جشن چوسوک⁹. توی جشن اون سال یه شمن هم حضور داشته که گویا نا وارد بوده و یا به قول گفتنی، اصلا شمن نبوده بلکه یه جادوگر رولنی و دروغگو در ظاهر شمن بوده. ولی مادر پدر جیمین حرفش رو باور میکنن.
اون ناگهان با حالت شوکه کننده ای میگه که داره آینده ی اون بچه رو میبینیه و میبینه که اون قدرت خارق العاده ای داره که هر شمنی نداره. سر این ماجرا، پدر مادرش درست مثل هر کس دیگه ای میترسن و حتی نمیزارن یک روز از حرف اون شمن بگذره و همون روز جیمین رو رها میکنن..
.
با تقه ای که به در خورد و صدای کشیده شدن در کشویی، از خاطرات بیرون کشیده شد.

؛ استاد یو؟ اینم ظرف آبی که خواستید
^ بزارش اینجا. کجا بودی؟ زیاد طول کشید
؛ داشتم با بانوان آشپزخونه صحبت میکردم. از اونجایی که ما اومدیم اینجا و شما مواظب شمن پارک هستید ولی من هیچ کار خاص نمیکنم، گفتم خب برم کمک بانوان آشپزخونه
^ نتیجه؟
؛ بانوی سرآشپز قرار شد با امپراطور در این باره صحبت کنه و کرد و قرار شد از فردا برم کمکشون.

استاد با درک اینکه متوجه شد سرش رو تکون داد که همون لحظه در به صدا در اومد.

... استاد یو، بانوی آشپز هستم
^ بفرمایید داخل
.
... غذاتون رو آوردم
^ مچکرم
... امپراطور دستور دادن غذای مخصوص برای حال شمن پارک درست بشه تا حداقل لطفی که کردن کمی جبران بشه
^ از لطف ایشون سپاش گذارم

با لبخندی، بانو اتاق رو ترک کرد و باعث شد دوباره جونگ کوک و استاد یو به صورت جیمین نگاه کنن.
.
.
استاد یو در حالی که برای هوا خوری از اتاق اومده بود بیرون به فکر فرو رفته بود..

(نگاهی به چند ساعت پیش)

_ فکر کنم چیزی یادم اومد.. وقتی که خواب بودم حس کردم چیزی مثل سپر اطرافمه. همچنین توی خواب یکسری صحنه ها دیدم، پچ پچ کردن گروهی از افراد که گرد هم نشسته بودن همچنین سایه های سیاهی که پشت هر کدوم صاف ایستاده بودن.. همینو فقط یادمه..
.
.
^ چرا چیزایی که جیمین دیده بود رو امپراطور هم دیده؟... این نمیتونه فقط به خاطر این بوده باشه که جیمین به امپراطور وصل بوده درسته؟ نمیتونه انقدر ساده باشه...
.
.
در حالی که استاد یو با افکارش بیرون از اتاق درگیر بود، جیمین توی اتاق خالی دوباره جنگ رو از سر گرفته بود.
عرقی سرد روی پیشونیش میدرخشید و اخمی روی چهره اش ظاهر شده بود... به اطراف نگاه میکرد و خسته و نگران به نظر میرسید. اطرافش دودی غلیظ به رنگ خاکستری وجود داشت که دید رو کاهش میداد.
سرش مدام به اطراف میچرخید و آسایشی وجود نداشت.

+ دیگه کافیه!!! رهام کنید!! برید!

فریاد هاش از داخل ذهنش به لب هاش منتقل شد. با ناله هایی که از توی خواب میکرد استاد یو و جونگ کوک ناگهان به داخل اتاق یورش بردن.
استاد یو تبش رو چک کرد و جونگ کوک دستش رو گرفت تا آرومش کنه.

+ چرا نمیرید!؟ چرا خودتونو نشون نمیدید؟! اگه قراره مخفی شید پس این نمایش احمقانه برای چیه!! رهاش کنید! منم رها کنید! برید... لطفا... فقط برید...

حرفایی که تو حالت بیهوشی از دهنش در میومد توجه استاد رو جلب کرد.
.
.
^ حواست بهش باشه و دستش رو رها نکن باشه؟ من میرم امپراطور رو ملاقات کنم
؛ حواسم هست
.
.
استاد یو به سمت آلاچیقی که پشت حیاط وجود داشت رفت چون میدونست که امپراطور اونجا حضور داره.

^ سرورم؟ میشه صحبت کنیم؟...
.
^ امشب که میخوابید ممکنه صحنه های بیشتری ببینید، لطفا با دقت به خاطر بسپاریدشون چون ممکنه برای نجات خودتون یا جیمین بتونیم ازشون استفاده کنیم
_ چطور ممکنه چیزی که من میبینم به نجات شمن پارک کمک کنه؟

لحظه ای تردید و دوباره.

^ صادقانه، فکر میکنم شما و شمن پارک به هم گره خوردید
_ منظورتون چیه
^ الآن به دلایلی نمیتونم حرفی بزنم ولی خواهش میکنم که امشب حواستون باشه. چون که خود جیمین بیهوشه و نمیتونه حرفی بزنه من میخوام تلاش کنم و چیزی که تو ذهنشه رو به ذهن شما بیارم تا بتونیم بفهمیم قضیه چیه
_ تلاشم رو میکنم.
دیدگاه ها (۱)

Chapter Seven, part ³⁰معاینه طبیب دربار تموم شد و فرمانده و ...

Chapter Seven, Part ²⁹سین‌بان‌اول از دستش افتاد و در حالی که...

Chapter Seven, Part ²⁸+ چه اتفاقی افتاده؟< حال امپراطور اصلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط