{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر...!

مادر...!
"باختم"...!
این بار نه در بازی با کودکان کوچه...!
در زندگی با او....!!!
مادر...!
"عشقم" عاشق دیگری شد...!!!
چادرنماز سفیدت را سر کن سر سجاده بنشین
تو برای خوشبختیشان دعا کن
و من...!!!
من باز بچه میشوم و بعد از باخت.!!!
در پناه چادرت میگریم..
دیدگاه ها (۱۲)

🌿 قسمت پنجم وقتی فاطمه ماند و بچه‌هایش...فاطمه هنوز جو...

P3 .PRISON MAFIA.

⭐🌙✨ شبتون در پناه خداوند مهربان 🤲🏻🤍🕊️🌙💫 امشب که خستگیِ یک رو...

رمان تو خود منی

#داستان_واقعیدر خیابان شمس تبریزی شهر تبریز زیارتگاهی وجود د...

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

#تجربه_من ۱۳۴۸#ازدواج_در_وقت_نیاز #فرزندآوری #تحصیل #اشتغال ...

𝐑𝐮𝐝𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐜𝐮𝐭𝐞¹شب از نیمه گذشته بود.شما هنوز برنگشته بودین خو...

🌿شهـید یوسف داور پناه🌿مادرشـهید میگفت: من مظلوم ترین مادر شه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط